سطوح نظریه ذهن و شکل گیری آنها

شما اینجا هستید:

نظرية ذهن شامل سطوح مختلفي به اين شرح است:  سطوح اوليه، شامل بازشناسي حالات چهره و بازيهاي وانمودسازي، و سطوح پيچيده تر كه شامل تكاليف مختلف باور غلط (false belief) است.

1

نوزادان در چند روز اول زندگي به رفتارهاي رفلكسي مربوط به تقليد حالات چهره واكنش نشان مي دهند. در سن سه ماهگي حالات مختلف صوت و چهره را بازمي شناسند و به تغيير تماس چشمي بزرگسال حساسند. در سن شش ماهگي به راحتي مي توانند تماس چشمي بزرگسال را، كه با حركت سر همراه است، دنبال كنند. در سن يك سالگي حالات عاطفي مختلف را ميتوانند بازشناسند و نيز در موقعيتهاي اجتماعي مختلف واكنش نشان دهند. توانايي يادگيري تقليدي و كاربرد حالات و حركات ارتباطي نيز در اين سن نشان داده مي شود. در طي سال دوم زندگي، بازيهاي وانمودي (pretend plays) آغاز مي شود. بازي وانمودي جزء مهم نظرية ذهن محسوب مي شود، چون مستلزم آن است كه فرد بازنمودي از واقعيت را از خود واقعيت جدا كند.

2

 

Youngblade  و (Dunn (1999 بيان كرده اند كه به كارگيري قواعد در بازي وانمودي در سن دو سال و نه ماهگي پيشبيني كنندة عملكرد نظرية ذهن در سن سه سال و چهار ماهگي است. همچنين، كودكان در اين سن پي مي برند كه ديدگاه هاي ديگران با ديدگاه آنها تفاوت دارد. در سن سه سالگي، كودكان در مورد حالات ذهني صحبت مي كنند. در ابتدا درك آنها از حالات ذهني ناقص و ابتدايي است و شامل واژه هايي مانند »من فكر ميكنم«، »ميدونيد چيه؟« مي شود.  Bartsch و  (Wellman(1995 بيان كرده اند كه كاربرد واژگان بيان كنندة حالات ذهني به تدريج پيچيده تر و انتزاعي تر و در نهايت شامل افكار، باورها و احساسات خود و ديگران (مانند فكر كردن، دانستن، بهخاطر آوردن، باور داشتن و غيره) مي شود. در سن چهار سالگي، علاوه بر آن كه كودكان درك مي كنند كه ديگران ديدگاه هاي متفاوتي از آنها دارند، مي توانند قضاوت كنند كه باور آنها درست يا غلط بوده است (مفهوم باور غلط). اين توانايي شاخصي براي دستيابي موفقيت آميز به نظرية ذهن است. چنين مفهومي به نظر ميرسد تا سن چهار يا پنج سالگي به دست نمي آيد. بعد از سن چهار سالگي، مهارت هايي چون آگاهي از اهداف، استراتژي هاي بين فردي، فهم دلايل فعاليتهاي ديگران و تفاوت نمود از واقعيت ظاهر مي شود. به تدريج با كسب مهارتهاي زباني و تجربيات اجتماعي، اين توانايي ها ثابت و تغييرناپذير مي شوند و فرد در بزرگسالي به نظرية ذهن بالغ دست مي يابد و از طريق انواع راهنمايي هاي غيركلامي )مانند تماس چشمي، لحن گفتار، زبان بدن، حالات چهره) قادر است مقاصد ارتباط كلامي را بفهمد.