رفتار های انطباقی یا بقایی

شما اینجا هستید:

به منظور تعیین انواع اصلی رفتار تطبیقی لازم است اصطلاحاتی را پیدا کرد که در مورد همه حیوانات به کار رود و بتوان آن را تعمیم داد. اسکات می گوید تعدادی نمونه رفتار تطبیقی وجود دارد که عبارتند از :

عمل تغذیه، رفتار ماواطلبی، رفتار جدال آمیز، رفتار جنسی، رفتار مدد رسانی، رفتار مدد طلبی، عمل دفعی، رفتار تقلیدی و رفتار اکتشافی

با توجه به موارد مختلف باید در الگوی ارائه شده توسط اسکات اصلاحاتی را در نظر گرفت. در نتیجه می توان تعداد هشت الگوی اصلی رفتاری را مشخص کرد که ممکن است آنها در شکل های مختلفی در همه سطوح تکامل یافت. این الگوها به ساختمان های عصبی یا بخش های خاصی از بدن و به بررسی های درون نگرانه بستگی ندارد و برحسب کنش متقابل رفتاری خالص میان موجود زنده و محیط بیرونی تعریف می شوند. این الگو ها ابعاد اساسی هیجان را که قابل استفاده برای تمامی سطوح تکامل است، بیان می کنند و نمونه های اصلی همه رفتارهای هیجانی هستند. این رفتار ها عبارتند از :

۱

جذب

به درون بردن یا بلعیدن غذا مبین یک الگوی رفتاری اولیه و اساسی است که پذیرش محرکها را از دنیای بیرون به درون ارگانیسم نشان می دهد. این محرکها ممکن است به طور کلی محرکهای مفید ویا لذتبخش تلقی می شوند.

۲

دفع

این الگو بیانگر نوعی واکنش رهایی و فراغت است، الگوی رفتاری دفع بیانگر حالت رهایی از چیزهای مضری است که داخل بدن است. در این حالت عمل دفع ممکن است به دو صورت دفع مدفوع و یا استفراغ انجام شود.

۳

تخریب

این الگوی اصلی رفتار وقتی رخ می دهد که موجود زنده با مانعی که سد کننده ارضای بعضی از نیازهای اوست برخورد میکند و در اساس، عبارت از : تلاش برای تخریب موانع است. اگر مانع جانور دیگریباشد، ممکن است آن را بکشد و یا در صورت امکان بخورد. انهدام مانع و رسیدن به غذا در پایینترین سطوح موجودات زنده به صورت الگوی واحدی در می آیند که در سطوح بالاتر به تدریج از هم تفکیک می شوند.

مثلا انسان که عالیترین نمونه تکامل است، برای از میان برداشتن موانع، قتل عام می کند ولی دیگر تمایلی به خوردن قربانیها از خود نشان نمی دهد. همین طور فقط در نوع انسان است که فرد خود را مانع ارضای نیازهای خود می داند طوری که به طرق گوناگون به از میان برداشتن خود مبادرت می کند.

۴

محافظت و دفاع

الگوی اصلی پاسخ دفاعی اساسا تحت شرایط درد و رنج بروز می کند، اگر چه ممکن است بعدا به علت احساس تهدید ناشی از درد و رنج و یا ترس انهدام ظاهر شود. عمل دفاع، تلاشی برای گریز از انهدام و نیستی است، یگ موجود زنده در چنین موقعیتی در صورت امکان در برابر تهدید عقب نشینی می کند؛ اگر نتواند فرار کند با بی حرکت نشان دادن خود و تظاهر به مرگ تا آنجا که بتواند خود رااز نظر پنهان می کند و یا اینکه خود را تا حد کوچکترین حجم ممکن جمع می کند. هرچند که توصیف این بعد از رفتار تلویحا موید آگاهی موجود زنده است، ولیکن هدف ما بیان این مطلب نیست. پاسخ دفاعی به یک محرک، یک واکنش اساسی پروتوپلاسمی است که در هر موجود زنده از آمیب گرفته تا انسان یافت می شود. بدیهی است که واکنشهای دفاعی ضروری تر و مهمتر ( شاید متداولتر ) از اکثر واکنش های دیگر است و در نتیجه باید اهمیتی اساسی در تاثیر بر همه ی رفتارهای دیگر داشته باشد.

۵

تولید مثل

این اصطلاح برای بیان واکنش اصلی مربوط به رفتار جنسی به کار می رود. رفتار جنسی تقریبا در همه جانوران به طور آشکار با شکلهایی از رفتار تحریک آمیز و مجذوب کننده همراه است. حتی تولید مثل غیرجنسی در موجودات تک سلولی آن چنان که با عکس برداریهای سریع ضبط شده است دارای کیفیت تحریکی شدید است. با قطعیت کامل می توان گفت که همه اشکال رفتار جنسی با احساس لذت همراه است و می توان آنها را بر حسب گرایش به تمایلات نزدیکی و حفظ آن تعریف کرد.

۶

محرومیت

از دست دادن و فقدان یک پدیده لذت بخش است که فرد آن را جذب کرده و یا با آن تماس داشته است. محرومیت با یک الگوی اصلی رفتاری همراه است که در انسان ها معمولا به عنوان غم و اندوه توصیف می شود. واژه ناکامی به مفهوم یک الگوی واکنشی در مقابل از دست دادن چیزی به کار می رود که فرد، مالک آن بوده و یا از آن لذت می برده است.

۷

جهت یابی

از جمله الگو های رفتاری است که در هنگام تماس و برخورد یک موجوده زنده با پدیده ای جدید حادث می شود. این واکنش خصلتی ناپایدار دارد و تا زمانی ادامه دارد که پدیده نو، مضر یا مفید، دردناک یا لذت بخش ارزیابی نشده است. به محض اینکه پدید یا محرک جدید ارزیابی شد. ( بدون اینکه لزوما در مورد آن خود آگاهی وجود داشته باشد. ) این الگوی تعجب به یک الگو یا تعداد بیشتری از الگوهای دیگر بدل می شود. اگر پدیده جدید ناراحتی ایجاد کند، الگوی دفاعی و اگر توام با لذت باشد الگوی جذب و یا تولید مثل به وجود می آید.

۸

کنجکاوی و اکتشاف

این الگو به فعالیتهای کم و بیش اتفاقی موجودات زنده به منظور کشف محیط افراد خود اطلاق می شود. شکل این فعالیتها به مقدار زیادی به نوع توانایی و استعداد حسی موجود زنده بستگی دارد. بعضی از جانوران از حس لامسه خود بیشتر از سایر حواس استفاده می کنند. این رفتار در پارامسی ها به صورت جلو و عقب رفتن متناوب است، حال آن که پرندگان که دارای گیرنده های متکامل از فاصله دور هستند، قسمت عمده ای از محیط خود را با یک نگاه کشف می کنند. به نظر می رسد که فعالیتهای اکتشافی به صورت خود به خودی و تقریبا مداوم در اکثر جانوران وجود دارد. این رفتار الگوی اصلی آن چیزی است که انسانها به آن کنجکاوی و فعالیت خود به خودی می گویند.