بالانس تئوری

شما اینجا هستید:

در روان شناسی انگیزه، بالانس تئوری ، نظریه ی برای تغییر نگرش است، که توسط فریتز هیدر مطرح شد. در این مفهوم انگیزه انسجام شناختی به عنوان محرک حرکت به سمت تعادل روانی است. انگیزه انسجام، تمایل به حفظ ارزش ها و باورها در طول زمان است. هیدر پیشنهاد داد، این "احساسات" یا تمایل به روابط اگر ضرب ظرفیت تاثیر بر روی یک سیستم با نتیجه مثبت را داشته باشند، ایجاد تعادل می کنند.

در تجزیه و تحلیل شبکه اجتماعی، بالانس تئوری توسط فرانک هاری و دوروین کارترایت گسترش یافت و این چهارچوب برای مناظره در سمپوزیوم کالج دارتموث سال ۱۹۷۵ مطرح شد.

۱

پی- او – ایکس مدل

به عنوان مثال : یک فرد (P) که دوست دارد (+) فرد دیگری را (O) آن فرد با ظرفیت نگرش دیگری به تعادل رسیده است. به صورت نمادین، P(+) >O و P<(+)O نتایج تعادل روانشناختی است.

این مدل می تواند به اشیاء و اهداف (X) گسترش یابد، که در اینصورت روابط سه گانه مطرح می شود. اگر شخصی P تمایل به هدفی X داشته باشد اما تمایل به فرد دیگری O نداشته باشد، P چه احساسی را به دست می آورد، وقتی متوجه شود O، X را به وجود آورده است؟ به صورت نمادین:

P(+)>X

P(-)>O

O(+)>X

تعادل شناختی زمان ایجاد می شود، که سه ارتباط مثبت یا دو ارتباط منفی با یک مثبت وجود داشته باشد. دو ارتباط مثبت و یک ارتباط منفی نمونه ای از ایجاد عدم تعادل یا اختلال شناختی است.

حاصل ضرب این نشانه ها درک عدم تعادل توسط فرد را ( حاصل ضرب منفی محصول) در این رابطه و انگیزه تصحیح عدم تعادل از روشی دیگر را نشان می دهد. آن فرد می تواند:

تصمیم بگیرد که O پس از طی همه مراحل بد نیست،

تصمیم بگیرد که X در اصل تفکر بزرگ نیست، یا

نتیجه بگیرد که O واقعا نمی تواند X را تولید کند.

هر کدام از این نتایج در روان شناسی تعادل، می تواند منجر به حل معضل و رسیدن به رضایت شود. ( همچنین فرد P می تواند از هدف X و فرد دیگر O اجتناب کند، که در راستای کاهش استرس ناشی از عدم تعادل روانی است.)

برای پیش بینی وضعیت خروجی با استفاده از بالانس تئوری هیدر، باید تمام اثرات نتایج بالقوه محاسبه شود و آن حالتی که نیاز به کمترین تلاش را دارد به عنوان نتیجه احتمالی در نظر گرفت.

ریاضی ساده شده، تعیین تعادل سه گانه :

+++=+متعادل است

-+-=+متعادل است

-++=-نامتعادل است

بالانس تئوری در بررسی تاثیر تایید یک ستاره مشهور بر نگرش مصرف کنندگان نسبت به محصولات کاربرد دارد. اگر فردی ستاره مشهوری را دوست داشته باشد و متوجه شود (به دلیل تایید) آن فرد مشهور به محصولی علاقه داشته باشد، آن محصول را برای رسیدن به تعادل روانی دوست خواهد داشت.

با این حال، اگر فردی محصولی را که یک سوپر استار تایید کرده است، دوست نداشته باشد، ممکن است دیگر تمایلی به آن فرد مشهور نداشته باشد، تا دوباره به تعادل روانی دست یابد.

بالانس تئوری هایدر توانایی توضیح علت حفظ یک نگرش منفی در راستای ترویج نزدیک شدن به دیگران را دارد. (دشمن، دشمن من دوست من است.)

۲

گراف های علامت دار و شبکه های اجتماعی

فرانک هاری و دوروین کارترایت سه سیکل هایدر را در یک گراف علامت دار بررسی کردند. مسیر این علائم در گراف محصول لبه نشانه ها است. آنها سیکل این نشانه ها در گراف را به عنوان نمایشی در یک شبکه اجتماعی مطرح کردند.

نشانه بالانس در گراف فقط مربوط به سیکل مثبت نشانه است.

هاری اثبات کرد بالانس گراف قطبی شده است، به این معنی در دو زیرگراف مثبت با لبه های منفی وصل می شود.

با رویکرد رئالیسم، یک ویژگی توسط دیویس پیشنهاد شد:

هیچ سیکلی دقیقا یک لبه منفی نیست.

 نمودار با این ویژگی ممکن است، به بیش از دو زیر گراف مثبت که خوشه ها نام دارند تقسیم شود. این ویژگی ها را می توان خوشه بندی قاعده کلی نامید. در این حالت فرضیه بالانس گراف ها بوسیله خود محوری بهبود می یابد.

اصل صرفه جویی: زیر گراف با لبه های مثبت دارای بیش از دو جزء است.

اهمیت بالانس تئوری در دینامیک اجتماعی توسط آناتول راپاپورت بیان شد:

این فرضیه اشاره می کند که نگرش های اعضاء گروه تمایل به تغییر دارد، به این شکل که یک دوست دوست تمایل به دوستی و یک دشمن دشمن معمولا به یک دوست و یک دشمن دوست و دوستان دشمن تمایل به دشمنی و علاوه بر این، تمام این تغییرات تمایل به انجام از سر راه برداشتن (حذف) دارند. (یک دوست دوست، دشمن دشمن، تمایل به دوستی با یک روند تکراری دارند.)

توجه داشته باشید که مثلث، سه دشمن متضاد، یک گراف خوشه بندی شده درست می کند، اما بالانس نیست. بنابراین در یک شبکه خوشه بندی شده نمی توان چنین نتیجه گرفت که دشمن دشمن من دوست من است، هرچند که این عبارت یک واقعیت در یک شبکه بالانس شده باشد.

۳

نقد تئوری

کلود فلامنت بیان می کند، بالانس تئوری دارای محدودیتی در پیوند روابط ضعیف با ارتباط های قوی است، مانند روابط سهمی در خانواده:

ممکن است تصور کنیم که ارزش ها جبری گراف برای نشان دادن یک واقعیت روان شناختی اجتماعی ضروری است، اگر آن را درجه شدت از روابط بین فردی در نظر بگیریم اما در حقیقت به سختی می توان بالانس گراف را به دلایل ریاضی تعریف کرد، بلکه به خاطر دلایل روانی تعریف می شود. اگر رابطه AB برابر ۳+ باشد، رابطه BC هم ۴- باشد، چه رابطه ی برای AC وجود دارد تا مثلث بالانس شود؟ فرضیه های روان شناسی تمایل دارند موارد زیادی را با توجیهات کوچک نشان دهند.

در کنفرانس کالج دارموث سال ۱۹۷۵ در حوزه بالانس تئوری آندرسون در قلب این مفاهیم قرار گرفت:

در تئوری گراف یک بالانس تئوری قرار دادی وجود دارد، که حاوی قاعده ای است که از لحاظ تحلیلی درست است. بیانیه ای که می توان بالانس روان شناختی هیدر را در جنبه های اساسی نشان داد، برای تفسیر مناسب بالانس تئوری قرار دادی به هر حال با یک موضوع گیج کننده مواجه خواهیم شد. ما به طور معمول قادر نخواهیم بود خطوط مثبت و منفی را در تئوری قراردادی با روابط احساسی مثبت و منفی شناسایی کنیم و ایده بالانس قراردادی را بوسیله ایده روان شناختی از بالانس یا تنش ساختاری مشخص کنیم .... ساختار مناسب از روابط بین قرارداد و بالانس روان شناختی توجه بسیار کمی را از جانب تئورسین های بالانس دریافت و آن را تبدیل به یک معما کرده است.