سنترانسفالون

شما اینجا هستید:

وقتی که پنفیلد و جاسپر در سال ۱۹۵۴ بیان کردند که کرتکس مغزی منبع آگاهی نیست.مفهوم سنترانسفالون را مطرح کردند. انها در ابتدای امر سنترانسفالون را چنین تعریف نمودند« سیستم های نورونی که به صورت متقارب به دو نیمکره متصل شده اند و وظیفه آنها هماهنگی عملکردهاست». این تعریف یک توصیف آناتومی بود که ۲۰۰ میلیون بافت در جسم پینه ای را تشریح می کرد. اما با این وجود، در توصیفات بعدی آنها با صراحت بیان کردند که در هنگام بیان سنترانسفالون، ساختارهای دیانسفال را در ذهن داشتند و به نقشILN (هسته درون لایه ای تالاموس) تاکید خاص داشتند.

چرا این مفهوم کاملاً کنار گذاشته شد؟ حداقل سه دلیل را می توان ذکرکرد:

۱

سنترانسفالون نه فقط مکانیزمی برای آگاهی بود بلکه منبع تشنج و حملات صرعی بود که از ابتدا تعمیم یافته بودند. مفهوم حملات صرعی سنترانسفالون توسط متخصصان سبب شناسی صرع کاملاً مطرود بود. اما به هر حال پنفیلد و جاسپر این دو عقیده را با هم ادغام کردند و ما نیازی نداریم این کار را انجام دهیم و بحث درمورد نقش تالاموس در آگاهی را می توان کاملاً مستقل از نظریه ها در باب منشأ تشنج و حمله و گسترش آن ادامه داد.

۲

سنترانسفالون قصد داشت تا یک شکلی و وحدت آگاهی را توضیح دهد. اما به هر حال افراد دوباره مغز ( افرادی که جسم پینه ای آنها برداشته شده است ) شک و تردید درمورد کاربرد سنترانسفالون در توضیح آگاهی را بالا برد. بر مبنای دانش موجود مسأله جایابی آگای به جایی رسیده است که بیان می کنند یک نیمکره در آگاهی درگیر است.

۳

هنگامی که پنفیلد و جاسپر بر عملکرد هسته های تالاموس به ویژه هسته درون لایه ای تالاموس (ILN) تاکید داشتند. انتقاداتی هم از گوشه و کنار برخاست چون درمورد وجود پیش افکنی (Projection) هسته درون لایه ای تالاموس در کرتکس شک و تردیدهایی وجود داشت. این شک و تردیدها به این جهت بود که چند لایه ای بودن یک جانبه باعث انحطاط سریع هسته درون لایه ای تالاموس نمی شود. پس این هسته، هسته اصلی تالاموس نیست. اما به هر حال، تکنیک های جدید نشان داده اند که هسته درون لایه ای تالاموس (ILN) درکرتکس پیش افکنی می کند.

مفهوم سنترانسفالون سعی داشت تا توضیح های اضافی بدهد. اما این مفهوم باید درمورد مساعدت تالاموس به مکانیزم هایی که آگاهی نامیده می شوند، بیشتر مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرد.