شرح وظایف ترسیم گر جنایتکار

شما اینجا هستید:

اولین نکته ای که باید دانست این است که ترسیم گری مشخصات جنایتکاران شغلی نیست که در آن ۹ صبح سر کار بیایند و ۵ عصر هم محل کار را ترک کنند.یک ترسیم گر ممکن است ساعت های بسیار طولانی مشغول کار باشد و این برنامه های خانوادگی اش را تحت تاثیر قرار می دهد.در ضمن،باور های غلطی درباره ی این کار وجود دارد.ترسیم مشخصات جنایتکاران مانند اشکال دیگر ترسیم مشخصات نیست.به عنوان مثال ممکن است شما شنیده باشید که مردم درباره ی چیزهایی مثل مشخصات کلی یک دلال مواد و یا یک تروریست صحبت می کنند.این مشخصات یک الگو هستند.این الگو را می توان روی یک جمعیت اعمال کرد و بدین ترتیب مشخص می‌شود چه کسی احتمال دارد دلال مواد و یا تروریست باشد.اگرچه همانطور که مامور بازنشسته ی اف بی ای گرگ مک کری در مصاحبه ای در Court TV با کاترین رامسلند به آن اشاره کرد،این گونه از ارائه مشخصات به درستی قابل استفاده نیستند.آن ها دامنه‌ی وسیعی دارند.

به گفته ی مک کری،ترسیم مشخصات جنایتکار  دقیقا نقطه ی مقابل ترسیم هایی که در بالا به آن اشاره کردیم.این ترسیم ها به ارائه الگویی عام که گونه ای از مجرمان را  توصیف می‌کنند نمی‌پردازند.یک واقعه ی مشخص و یک صحنه ی جرم مشخص لازم است که با آنالیز آن مشخص گردد که چه آدمی دست به این جنایت زده است.با اینکار فقط مشخصات همان مجرم مشخص بدست می آید.

در اکثر دپارتمان های پلیسی ترسیم گران مشخصات جنایتکاران حضور ندارند به این علت که اکثر این دپارتمان ها به پرونده های جدی ای که ترسیمگران روی آن ها کار می کنند برخورد نمی‌کنند.و استخدام ترسیم گران مشخصات جنایتکاران برایشان صرف اقتصادی ندارد .در برخی از دپارتمان ها تعدادی افسر آموزش دیده در زمینه ی ترسیم مشخصات جنایتکاران حضور دارند.اگرچه اکثر دپارتمان های پلیسی در شرایطی که به کمک یک ترسیمگر احتیاج داشته باشند باید از خارج دپارتمان کمک بگیرند.در آمریکا معمولا آن ها باFBI  تماس می گیرند.در کانادا به جای FBI است با پلیس سلطنتی سواره (RCMP)تماس حاصل می‌کنند.

ترسیم گر مشخصات جنایتکاران معمولا پس از دعوت پلیس محلی به تحقیقات می پیوندد.خصوصا در شرایطی که پلیس کشوری دیگر با FBI تماس می گیرد تا از ترسیم گری کمک بگیرد.سپس ترسیم گر باید اطلاعات مربوط به پرونده را دریافت کند.

۱

بدست آوردن اطلاعات پرونده

ترسیم گر با بدست آوردن اطلاعات درباره ی جرم و یا یا جرائم انجام شده کارش را آغاز می کند.شخصی که با ترسیمگر تماس حاصل کرده مقداری اطلاعات برای شروع در اختیارش می‌گذارد.همچنین ممکن است پلیس اطلاعات پرونده را برای ترسیم گر ارسال کند.در مواقع دیگر ترسیم گر با دپارتمانی که درخواست کمک داشته است همراه می شود. ترسیم گر با کارآگاهان و دیگر افسران پرونده صحبت می کند و به صحنه ی جرم  می‌رود.بررسی حضوری صحنه جرم ،درک عمیق تری از جنایت انجام شده به ترسیم‌گر می دهد.به عنوان مثال صحنه ی جرم آشکار است یا پنهان شده است؟آیا محل وقوع جرم مکانی است که فقط اهالی منطقه با آنجا آشنایی و از آن اطلاع دارند؟آیا یک مکان عمومیست؟اگر جنایت ها زنجیره ایست از لحاظ جغرافیایی چه پیوستگی ای بینشان وجود دارد؟آیا ویژگی های یکسانی دارند؟

در مرحله ی بعد ترسیم گربه بررسی فایل های پلیس و سایر مدارک می‌پردازد.او سعی می کند تا جایی که ممکن است اطلاعاتی درباره‌ی قربانیان بدست آورد.این کار قربانی شناسی۱ نام دارد. اینکه قربانیان را در چه گروهی می توان دسته بندی کرد و آنان چه فعالیت هایی انجام می دهند، می تواند اطلاعات ارزشمندی درباره ی مضنون نامشخص در اختیار ما قرار دهد.در این مراحل مشخصات جنایتکار را قدم به قدم ترسیم می‌کنیم.

۲

تشکیل مشخصات جنایتکار

گاها پلیس تعداد زیادی از پرونده های حل نشده را که شاید در ارتباط با پرونده ی مورد نظر ترسیم گر باشند ،در اختیارش قرار می دهد.ترسیم گر باید بتواند تشخیص دهد که کدام یک از پرونده ها مرتبط هستند و کدامشان در دسته بندی جای نمی‌گیرند.تشخیص این امر ممکن است در برخی از جنایات واضح باشد اما در سایر جنایات تشخیص آن کار سختی است.به عنوان مثال در پرونده ی قاتل رودخانه ی جنیسی ،مک کری و گرانت به سرعت تشخیص دادند که زنانی که خفه شده بودند و سپس در رودخانه انداخته شده بودند همگی قربانیان یک مضنون بودند.آن ها بلافاصله زنانی که با گلوله کشته شده بودند از لیست قربانیان قاتل حذف کردند.اگرچه یکی از موارد تردید برانگیز بود.زنی را خفه کرده بودند و در گلوگاه انداخته بودند.مشکل این بود که او با الگوی قربانیان هماهنگ نبود.او در حاشیه زندگی نمی کرد و برعکس بقیه‌ی قتل ها، مضنون بازگشته بود و او را بریده و باز کرده بود.

مک کری و گرنت بسیار بحث کردند.آن ها دلایل اینکه این قربانی به مضنون مورد نظر تعلق ندارد را بررسی کردند.آن ها تفاوت معنی دار این قربانی با سایرین را مورد بررسی قرار دادند. در آخر،مک کری و گرنت به این نتیجه رسیدند که قربانی را مضنون مورد نظر به قتل رسانده است اما جسد زن گویای این است که قربانی مراحل نمو و  تغییر را پشت سر می گذارد.او دیگر با جنازه ی قربانیانش مشکلی ندارد و حتی وسوسه می شود که به صحنه جرم بازگردد و قربانی را ببرد.

۳

مثل داستان ها اتفاق نمی افتد

رمان ها،فیلم هاو تلویزیون نگاهی دور از واقعیت به ترسیم مشخصات جنایتکاران دارند.آن ها معمولا ترسیم مشخصات جنایتکار را بسیار فریبنده تر از واقعیت به تصویر می کشند.آن ها روند سخت،کند و در برخی مواقع خسته کننده ای که در نتیجه ی آن مشخصات جنایتکار ترسیم می‌شود را نشان نمی‌دهند.آن ها معمولا این ایده را در ذهن مخاطب ایجاد می کنند که ترسیم مشخصات به دستگیری مجرم در مدت زمان کوتاهی منجر می شود.در داستان ها معمولا ترسیم کننده از ابتدا تا انتها ی پرونده حضور دارد و معمولا بیشتر و حتی همه‌ی موفقیت در دستگیری جنایتکار را مدیون ترسیم گر می دانند که  به هیچ وجه واقع بینانه نیست.

ترسیم مشخصات جنایتکار بر اصول منطقی  و تجربه تحقیقات قابل اطمینان پلیسی استوار است.ممکن است با داشتن مشخصات قابل اطمینانی برای جنایتکار ،شواهد کافی برای دستگیری فرد نداشته باشد و یا ممکن است دستگیری مجرم مدت‌ها زمان ببرد.ترسیم کنندگان معمولا روی چند پرونده به صورت همزمان کار می کنند.به ندرت اتفاق می افتد که در پرونده‌ای ترسیم گر از ابتدا تا انتهای پرونده حضور داشته باشد.ترسیم گران مشخصات جنایتکار و تعدادی استراتژی در اختیار پلیس محلی می گذارند و سپس محل را ترک می کنند تا پلیس محلی به تحقیقاتش ادامه داده و مجرم را دستگیر کند.مشخصات جنایتکار به خودی خود منجر به دستگیری مجرم نمی شود.حتی ترسیم گران حرفه ای هم به این امر واقفند که ترسیم مشخصات جنایتکار تنها یک ابزار است.ترسیم کنندگان مجرمان را دستگیر نمی کنند.این کار توسط پلیس با استفاده از متد های استاندارد تحقیق انجام می‌شود.ترسیم مشخصات جنایتکار در روند تحقیقات بسیار سودمند است ،اما به تنهایی کافی نیست.

۴

ترسیم گام به گام مشخصات جنایتکار

در هر پرونده ترسیم گر با بررسی صحنه ی جرم،پرونده های پلیس، مقتول شناسی و تحلیل ،مشخصات جنایت کار را ترسیم می کندبه راستی این کار چگونه انجام می شود؟با هم نگاهی به  طرز کار رابرت رسلر در ترسیم مشخصات خون آشام ساکرامنتو توسط می اندازیم.

قتل تری والین،اولین مقتولی که راسلر کارش ر با آن شروع کرد،مشخصا وحشیانه بود.با استناد به آمار های موجود،در چنین شرایطی ،هنگامی که مقتول مونث است، قتل توسط یک مرد انجام شده است.همچنین آمار  ها حاکی از آن است که قاتل و مقتول نژاد یکسانی دارند.تری والین سفید پوست بود پس احتمالا قاتل هم سفید پوست بوده است.محل جرم در منطقه ای سفید پوست نشین بوده و این نکته احتمال سفید پوست بودن قاتل را بیشتر هم می کند.همچنین در پرونده های اینچنینی بر طبق آمار قاتل معمولا مرد سفید پوست که ۲۰ و یا ۳۰ ساله می باشد است.

رسلر از آشفتگی صحنه جرم به این نتیجه رسید که مضنون نا منظم است و از بیماری روانی جدی رنج می برد.او معتقد بود که قاتل سال هاست مبتلا به پارانوید شیزوفرنی است.پارانوید شیزوفرنی معمولا در سنین نوجوانی بروز می کند پس از این نکته به این نتیجه میرسیم که مضنون در اواسط ۲۰ سالگی اش است.اگر قاتل از سن در نظر گرفته شده مسن تر بود،قطعا در طول زمان قتل های مشابهی در منطقه گزارش شده می شد.بیماران مبتلا به شیزوفرنی معمولا تغذیه درستی ندارند و به خودشان رسیدگی نمی کنند. رسلر با دانستن این نکته به ترسیم ظاهر قاتل و محل زندگی و ماشینش پرداخت.شرایط قاتل رسلر را به این نتیجه رساند که او تنها زندگی می کند، زیرا کسی حاظر نیست که در چنین شرایطی با همخانه شود.مضنون برای داشتن شغلی ثابت بسیار آشفته است و به این علت احتمالا بیکار است.

۵

مشاور پلیس

هنگامی که ترسیم مشخصات جنایتکار به پایان رسید،او آماده است که مشخصات ترسیم شده را در اختیار پلیس قرار دهد..ترسیم گر با استفاده از مشخصات ترسیم شده استراتژی هایی برای محاسبه نیز ارائه می دهد.ترسیم گر افسران پرونده و سایر افسران علاقه مند را ملاقات می‌کند.او مشخصات تکمیل شده را در اختیار پلیس قرار می‌دهد و به سوالاتشان پاسخ می دهد.

همچنین ترسیم گر، استراتژی هایی در ادامه‌ی تحقیقات پلیس پیشنهاد می کند.برای مثال در پرونده ی خون آشام ساکرامنتو،رسلر معتقد بود که مضنون بسیار آشفته است وبه این دلیل نمی تواند از صحنه ی جرم بسیار دور شده باشد.پس او در نزدیکی محل جرم زندگی می کند.پلیس زمان زیادی صرف پرس و جو از مردم سراسر شهر و یا در نظر گرفتن مضنون هایی که فاصله ی زیادی از محل وقوع جرم داشتند نکرد.مک کری و گرنت در پرونده ی قاتل رودخانه جنیسی حدس می زدند که قاتل برای دیدن جنازه ی مقتولینش باز می گردد.برای همین آن ها پیشنهاد دادند که پلیس قربانی بعدی را در محل کشف شده رها کند و آن جا را تحت نظر بگیرد. مضنون به صحنه ی جرم باز می‌گردد و پلیس می‌تواند  او را دستگیر کند.این استراتژی موفق بود مضنون نامشخص نزد یکی از قربانی های اخیرش که پلیس کشفش کرده بود بازگشت.

ترسیم گر ممکن است در سایر جنبه های تحقیق پلیس هم مفید واقع شود.با استفاده از اطلاعاتی که ترسیم گر در اختیار پلیس قرار می‌دهد،گرفتن حکم بازرسی آسان تر می‌شود. ترسیم گر در چگونگی برخورد با خبرنگاران و یا استراتژی هایی برای بازجویی از مضنونین به پلیس کمک می کند.

ترسیم گر پس از دستگیری مضنون نامشخص هم به پلیس کمک می کند.ترسیم گر ممکن است در محاکمه به عنوان شاهد متخصص در جایگاه شهود حاظر شود و یا حتی به پلیس بگوید که باید انتظار چه احساساتی را داشته باشند و از این طریق به آن ها در کنار آمدن با احساساتشان کمک کند.

۶

سایر کار هایی  که ترسیم گر انجام می دهد

وظایفی که تا به اینجا برای ترسیم گر نام بردیم جزو آن قسمتی از وظایف ترسیم گران است که معمولا مرد از آن اطلاع دارند. اما باید توجه داشت که ترسیمگران کارهای دیگر هم انجام می دهند.ترسیمگران مستقل برای گذران زندگی در تحقیقات جانبی شرکت می کنند.ترسیم گران مستقل ترسیم گرانی هستند که برای موسسات اجرای قوانین مثل FBIیا RCMP کار نمی کنند بلکه صاحب شرکت هایی در این زمینه هستند و یا برای چنین شرکت هایی کار می کنند.

ترسیم مشخصات جنایتکاران بسیار در مذاکره با گروگان گیران کارآمد است. ترسیم گر به افسران پلیسی مذاکره کننده با گروگان گیر استراتژی هایی پیشنهاد می‌دهند.

ترسیم گران همواره در حال افزایش معلوماتشان هستند تا بتوانند در آینده ماهرانه تر به ترسیم مشخصات جنایتکاران بپردازند.یکی از این راه ها مقایسه ی مشخصات ترسیم شده با مجرمیست که  در نهایت دستگیر شده است.

یکی دیگر از این راه ها مصاحبه با جنایتکاران به منظور درک نحوه‌ی تفکرشان است.

همچنین ترسیم گران ممکن است در پرونده های مدنی هم مانند پرونده های جنایی به عنوان مشاور حاضر شوند.برخی ترسیم گران در کالج و یا دوره های آموزشی ای مانند دوره هایی که FBIبرگزار می کند به تدریس می پردازند.بسیاری از ترسیم گران در زمینه ی تخصصشان و پرونده هایی که کار کرده اند می نویسند.آن ها گاها به عنوان مشاور در فیلم های سینمایی و برنامه‌های تلویزیونی ظاهر می شوند.