هیجان های دوران اولیه کودکی

شما اینجا هستید:

رشد آگاهی کودک از خود با توانایی احساس طیف هیجانی مرتبط است. کودکان خردسال همانند بزرگسالان در طول روز هیجان های بسیاری را تجربه می کنند. در این حالت آنها سعی می کنند که مانند افراد دیگر واکنش هیجانی داده و هیجان های خود را کنترل کنند.

۱

خود آگاهی هیجان ها :

از مباحث هیجان های اولیه نوزاد و هیجان ها و روابط اجتماعی نوزادان به یاد بیاورید که نوزادان هیجان های مانند شادی و ترس را تجربه می کنند. اما کودکان در تجربه ی خودآگاه هیجانها باید قادر به انتساب به خود بوده و از تمایز آن با سایرین مطلع باشند. (Lewis, 2002, 2007) غرور، شرم، خجالت و گناه نمونه های از هیجان های خودآگاه هستند. هیجان های خودآگاه در طول رشد تا زمان آگاهی از خود در اواخر نیمه ی دومین سال زندگی نمایان نمی گردنند.

در طول سال های اولیه دوران کودکی، هیجان های مانند غرور و احساس گناه متداول تر است. این هیجان ها بیشتر تحت تاثیر پاسخ والدین به رفتار کودکان می باشد. به عنوان مثال کودک شرم را هنگامی که والدینش یه او می گویند " در مورد گاز گرفتن خواهرت تو باید احساس بد داشته باشی " تجربه می کند.

۲

زبان هیجانی کودکان و درک هیجان :

ازجمله تغییرات مهم در دوران رشد هیجانی کودکان افزایش توانایی صحبت کردن از هیجانهای خود و دیگران و افزایش درک هیجان می باشد. (Kuebli, 1994) بین ۲ تا ۴ سالگی، در کودکان بطور قابل ملاحظه ی تعداد اصطلاحات مورد استفاده برای توصیف هیجان ها افزایش می یابد. (Ridgeway, Waters, & Kuczaj, 1985) همچنین آنها در حال یادگیری علل و عواقب احساسات هستند. (Denham, 1998; Denham, Bassett, & Wyatt, 2007)

زمانی که کودکان به سن ۴ تا ۵ سالگی می رسند، توانایی پاسخگویی به هیجان ها در آنها افزایش می یابد. آنها همچنین شروع به درک این موضوع می کنند، که همان رویداد می تواند در افراد مختلف احساسات متفاوتی را ایجاد نماید. علاوه بر این، آنها رشد آگاهی را که برای مدیریت هیجانها در پاسخگویی به استانداردهای اجتماعی است، نشان می دهند. (Bruce, Olen, & Jensen, 1999)

۳

اواسط و اواخر دوران کودکی :

در طول اواسط و اواخر دوران کودکی، بسیاری از کودکان پیشرفت قابل توجهی در درک و مدیریت هیجان ها نشان می دهند. با این حال، در برخی موارد مانند قرار گرفتن در شرایط تنش زا، توانایی آنها برای مواجه به چالش کشیده می شود.

تغییرات رشدی هیجان :

در زیر برخی از تغییرات مهم رشدی مربوط به هیجان آورده شده است : (Kuebli, 1994; Thompson & Goodvin, 2005; Wintre & Vallance, 1994)

- درک هیجانی بهبود می یابد. کودکان در مدارس ابتدایی با درک هیجان های پیچیده مانند غرور و شرم توانایی های خود را افزایش می دهند. این هیجان ها با پاسخگویی افراد دیگر ارتباط کمی دارد؛ آنها بیشتر س با احساس مسؤ لیت تولید و کامل می شوند. کودک ممکن است غرور را به دلیل افزایش مهارت خواندن احساس کند یا شرم را بعد از صدمه زدن به دوستانش احساس نماید.

- پیشرفت در سرکوب و کنترل واکنش های هیجانی منفی، کودکان در این سن گاهی هیجانات خود را پنهان می کنند. گر چه یک پسر در زمانی که دوستش با وی بازی نمی کند احساس غم می کند، اما او تصمیم می گیرد که این احساس را به والدین خود بازگو نکند.

- استفاده از استراتژی های خودآموز در هدایت احساسات. در دوران مدرسه ابتدایی کودکان واکنش های بیشتری در خصوص هیجان بیان می کنند و استراتژی مقابله با هیجان های زندگی را گسترش می دهند. کودکان با استفاده از ابزارهای شناختی به طور موثرتری می توانند هیجان های خود را مدیریت نمایند، مانند منحرف کردن افکار زمانی که یک پسربچه درباره جشن تولد بعداز ظهر خود هیجان زده است، اما او هنوز قادر به تمرکز بر روی تکالیفش در طول روز در مدرسه است.

- تمایل به افزایش محاسبه ی کاملتر حوادثی که منجر به واکنش های هیجانی می شود.

- گسترش ظرفیت های همدلی واقعی. دو دختر زمانیکه یک کودک پریشان را در زمین بازی ببینند، به سمت وی رفته و از او سوال می کنند، آیا کمکی می توانند بکنند ؟