برون فکنی هیجانی چهره

شما اینجا هستید:

از دوران کلاسیک تا قرن نوزدهم، تمام مطالعات ادواری در ارتباط با چهره ی انسان بود. برای مثال، پرتا(کتابی به نام چهره شناسی انسان منتشر کرد و لاواتر (۱۷۷۴) کتاب دیگری تحت عنوان چهره شناسی به جهان عرضه نمود. دوشن (۱۸۶۲) مطالعات خود را تحت عنوان عضلات چهره به چاپ رسانید وی با به کارگیری محرک های الکتریکی سعی کرد حالات تظاهر هیجانی و عاطفی چهره ی یک پیر مرد را نمایان سازد. پس از آن داروین کتابی تحت عنوان بروز هیجان ها در انسان و حیوانات (۱۸۷۲) منتشر کرد، در این کتاب داروین توضیح می دهد که چگونه بیش از بیست هیجان از طریق صورت، صدا، پاسخ های فیزیکی (به عنوان مثال عرق کردن) و حرکات بدن بیان می شود. کتاب داروین به ویژه در بیست سال گذشته بیش از سیصد بار بررسی و مقالات علمی در مورد طبیعت بیان هیجان از طریق چهره، صدا و لمس بارها منتشر شده است. ( پی. اچ. نپ، ۱۹۶۳؛ اکمن، ۱۹۷۳؛ داچر کلنتر ۲۰۱۲ ) داروین از تصاویر تهیه شده توسط دوشن در تحقیق های کاربردی خود با عنوان بیان چهره یی استفاده کرد و این موضوع باعث جذب بسیاری از محققان به این حوزه شد. پس از آن رفتارهای بیانگر به وسیله بلیک (۱۹۳۳)، آلپورت و ورنون (۱۹۳۳)، کریچلی (۱۹۳۹)، وودورث (۱۹۳۸) و اشلوسبرگ (۱۹۴۱) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت.

۱

افرون (۱۹۴۱)، یکی از نوشته های کلاسیک به نام اشاره ی اندامی و محیط، را منتشر کرد. ساپیر و افرون از مکتب انسان شناسی فرانز بوآس به شمار می رفتند، بعدها یافته های او از طرف اکمن و فریزن مورد استفاده های فراوان قرار گرفت. با بنیان سنت زبان شناسی در حوزه انسان شناسی ری ال بیردویسل (۱۹۵۲) طرح دیگری را در خصوص تجزیه و تحلیل ارتباطات بدنی ارایه نمود. بیردویسل تلاش کرد که یک برنامه ریزی جامع برای رمز گذاری حرکات بدنی تدوین کند. این طرح او توجه وی به کسانی چون ساپیر (۱۹۲۱، ۱۹۳۱)، بلوم فیلد (۱۹۳۳)، بیتسون و مید(۱۹۴۲)، تارگر و اسمیت(۱۹۵۷) را در او به وجود آورد.

۲

 بیردویسل در طرح جامع رمز گذاری حرکات بدن از اصول زبان شناسی و قواعد زبان گفتاری استفاده های شایانی کرد. زمانیکه، زبان شناسان کوچکترین واحد زبانی یعنی آوا را شناسایی می کردند، بیردویسل کوچک ترین واحد حرکت به نام ایما را شناخت. در این زمان زبان شناسان ساختارگرا یکی از گروه های قابل تفکیک صدا به نام واج را مشخص کردند و بیردویسل مجموعه یی از حرکات جداشدنی صدا نظیز جنبش را کشف کرد. در حالی که زبان شناسان در جستجوی معنای تک واژ بودند بیردویسل به حرکاتی که در بافت الگوهای بزرگ تر هدف مند عمل می کنند، علاقه مند شد و تک واژ ایمایی را شناسایی کرد. همچنین هال مفاهیم تطبیقی خود با زبانشناسی را تحت عناوین تک واحدها ، مجموعه ها و الگوها ارایه داد.

۳

روش، بیتسون و کیس (۱۹۵۰) یک نمونه از تاثیرات رشد روان درمانی را در نشانه های غیرکلامی مطرح کردند. (روش، ۱۹۵۵؛ روش و بیتسون، ۱۹۵۱؛ روش و کیس، ۱۹۵۶) روش چنین استدلال کرد که تمایز بین رمزهای آنالوگ و دیجیتال از جنبه ی شناختی برای افراد روان درمانگر ضروری است. سه تن از روان شناسان تجربی به نام های ازگود، سوچی و تانن بوم (۱۹۵۷) نظریه ی اندازه گیری معنا را در این زمینه ارائه دادند. ازگورد (۱۹۶۶) نظریه اندازه گیری معنا را برای چهره گسترش داد اما قبل از آن وی به زمینه چینی نظریه ی ابعادی علایم غیرکلامی روی آورد. (۱۹۵۹) ضمن اینکه روش تمایز معنایی ابزاری برای اندازه گیری پاسخ ها در نشانه ها و علایم غیرکلامی اسن ولی، محرک های کلامی و غیرکلامی را بایک مقیاس معمولی مقایسه کرده و می سنجد. پس از آن اکمن و فریزن در دهه ۷۰ به نوعی سوگیری تجربی متوسل شدند و با عنایت به فرآیند تحقیقات گذشته اصول و کاربرد رمزها و رفتارهای غیرکلامی را به مثابه ی یک نظریه مطرح کردند. به اعتقاده این دو اندیشمند ، نشانه شناسی علایم تنها رویکردی است که ما را در بررسی و تحلیل رفتار انسان ها به پنج دسته مفهومی رهنمون می سازد و اگر یک پژوهش گر در تحقیقات غیرکلامی اشخاص مورد نظر خود این پنج دسته ی مفهومی – کلیدی را به کار بندد، به احتمال زیاد تحلیل های مهمی را فرا روی دیگران خواهد گذاشت، آنها نظام رمز گذاری کنش چهره یی را به عنوان یک روش آزمایشی ابداع کردند. (اکمن و فریزن، ۱۹۶۸؛ a1969 و b1969)

۴

از چهره های کلیدی دیگر در دهه ۶۰ و ۷۰ در این حوزه مارک نپ و آلبرت مهرابیان می باشند، نظریه پیام های خاموش به ویژه نفوذ اجتماعی، تاثیرهای غیرکلامی و هوش هیجانی توسط مهرابیان و ارتباطات غیرکلامی در تعامل انسان ( ۱۹۷۱) توسط نپ که در آن معنای رایج سکوت را توصیف نمود و به عواملی چون حرکات چهره و وضع اندامی در فرهنگ های بین المللی مختلف اشاره کرد، ارائه شد. مهرابیان با انجام تحقیقات متعدد نظریه ابعادی را به حوزه ارتباطات غیرکلامی وارد کرد که به طور خلاصه در آن ابراز داشت: نمادهای کلامی؛ مکمل اصلی رفتارهای غیرکلامی هستند.
به باور وی اگر نشانه های غیرکلامی از طریق برآورد مکان یابی، توانایی ها و سازوکارها در یک فضای معنا شناختی قرار بگیرند، در این صورت رفتارهای غیرکلامی موضع ارتباط گران را بر حسب خواسته، تفاهم و توانایی ها شکل می دهند. اما نپ به نقش پیچیده ی ارتباط غیرکلامی در تعامل میان فردی به ویژه کارکردهای چهره توجه کرد و از پرتو آن نتایج جالبی را وضع کرد. ( نپ ۱۹۷۲) با توجه به کل پژوهش های که در زمینه هیجان های چهره صورت گرفته است احتمال دارد که در آینده تمایز اصلی بین افرادی که به رویکرد ابعادی (فرایجا، ۱۹۶۹) و اشخاصی که به رویکرد مقوله یی دست یافته اند، ایجاد شود. ( بوچر، ۱۹۶۹؛ اکمن، ۱۹۷۲)