رویکردها به مطالعه حرکات بدن

شما اینجا هستید:

در حال حاضر نظریه پردازان و محققین در حوزه مطالعه علمی رفتار جنبشی انسان دو رویکرد را اتخاذ می کنند.

۱

رویکردساختاری

  • ارتباطات یک نظام سازمان یافته در نظر گرفته می شود و فرض می کنند، این نظام، مستقل از رفتارهای خاص افرادی است که در تعامل های خاص شرکت می کنند.
  • پژوهشگران این حوزه بر این باورند که تمام رفتارهای فرضی از لحاظ اجتماعی آموخته شده و دارای ارزش ارتباطی هستند.

از نام آورترین نویسندگان این رویکرد می توان بیردویسل را نام برد. وی معتقد بود موقعیتی که رفتار در آن مشاهده می شود، اهمیت بسزایی دارد و علاوه بر آن، رفتار می تواند معیارهای بسیاری را به جای زبان برآورده کند، به عبارت دیگر، در پشت رفتارها یک ساختار پنهان و نهفته وجود دارد، که می توان این ساختار یا نظام قانونمند را مانند جملات و کلمات به بخش های کوچک تری تقسیم و دسته بندی کرد.

۲

رویکرد متغییرظاهری

در این رویکرد تمایلی به مطالعه ریز رفتارها که از دید معنی و ارتباط اجتماعی اهمیت ویژه ای ندارند، وجود نداشته و علاقه به نحوه کارکردهای رفتار غیرکلامی در تعاملات اجتماعی حائز اهمیت است. پژوهشگران این حوزه خود را ملزم به بررسی واحدهای بزرگتر رفتار کرده و معتقدند که هر نوع دسته بندی و طبقه بندی اشارات و حرکات انسانی باید به راحتی توسط ناظران قابل مشاهده و تشخیص باشد. همچنین آنها در تعمیم تناوب فردی، بین رفتار ذاتی و مادرزادی و رفتارهای اکتسابی از تعامل های اجتماعی و تا ثیرات فرهنگی تفاوت قائل می شوند.