نظریه پیمانه‌ای نظریه ذهن

شما اینجا هستید:

بر اساس نظریه پیمانه ای، ذهن متشکل از سیستم هایی جداگانه (مانند استعداد زبانی، سیستم دیداری، پیمانه بازشناسی چهره) می باشد که هر کدام از سیستم ها، دارای ویژگی مخصوص به خود می باشد(چامسکی،۱۹۹۸).

۱

نظریه پیمانه ای در تقابل با دیدگاهی است که معتقد است انسانها دارای مجموعه ای از توانایی های عمومی استدلال می باشند و در مواجهه با هرگونه تکلیف شناختی، صرف نظر از محتوای خاص هر تکلیف، مورد استفاده قرار می گیرند. در این جا پیمانه به عنوان یک سیستم محاسباتی در نظر گرفته می شود که مجهز به یک پردازشگر بازنمایی است. این سیستم همانند کامپیوتر عمل می کند که طی آن بازنمایی ها را به عنوان درونداد دریافت می کند و نیز بازنمایی هایی را به عنوان برونداد تولید می کند. به اعتقاد فودور(۱۹۸۳) به میزانی که یک عملکرد بسته اطلاعاتی است، آن عملکرد پیمانه ای است. منظور از بسته اطلاعات این است که پیمانه به اطلاعات خارج از خودش، دسترسی نداشته باشد. به عنوان مثال در دیدگاهی که به نظریه ذهن به عنوان یک پیمانه می نگرد، اعتقاد بر این است که نظریه ذهن محرک های خاصی از محیط را به عنوان درونداد مورد توجه قرار می دهد و پس از پردازش، درک حالات ذهنی دیگران به عنوان برونداد، استخراج می شود. در این فرایند، اطلاعات دیگر موجود در محیط، تأثیری در چگونگی پردازش نظریه ذهن ندارند. چنین محدودیت هایی در جریان اطلاعات (بسته اطلاعات) به ویژگی های خاصی  می انجامد: یعنی پیمانه ها، حوزه-ویژه، سریع، ناخودآگاه و اجباری اند و جریان محاسبات در پیمانه، از عمق کمی برخوردار است. با این وجود باید به خاطر داشت پیمانه ای بودن یا نبودن یک عملکرد، ویژگی همه یا هیچ ندارد بلکه همانطور که لسلی (۲۰۰۰ )معتقد است، پیمانه همیشه درجه پذیر است یعنی به میزانی که یک عملکرد بسته اطلاعات است، بیشتر ماهیت پیمانه ای دارد.

۲

یکی از نظریه های پیمانه ای که چگونگی عمل نظریه ذهن را به عنوان یک پیمانه توضیح می دهد، نظریه فودور می باشد. به اعتقاد فودور، برای نظریه ذهن یک پیمانه اختصاصی وجود دارد. هر نوزادی با یک پیمانه ی نظریه ذهن خیلی ساده(VSTM) به دنیا می آید که برای درک حالات ذهنی، ویژگی های معنایی و سببی مناسب را فراهم می سازد. به عنوان ویژگی معنایی، پیمانه این امکان را فراهم می سازد که حالات ذهنی با توجه به حالات واقعی دنیا، مورد ارزیابی قرار گیرند. منظور از ویژگی های سببی این است که حالات ذهنی نتیجه ای از تعامل بین ارگانیسم و محیط و نیز تعامل بین حالات ذهنی مختلف می باشند. این ویژگی ها همچنین این نکته را در بر دارند که حالات ذهنی باعث رفتار هستند. فودور عقیده دارد که خصیصه های پیمانه ای نظریه ذهن خیلی ساده در اساس، بین کودکان و بزرگسالان، یکسان است به جز اینکه نظریه ذهن بزرگسالان، حالات ذهنی بیشتری (مانند تمایلات، باورها، امیدها و نیات) را بازشناسی می کند در حالی که نظریه ذهن خیلی ساده کودکان، تنها می تواند تمایلات و باور ها را بازشناسی کنند. بر اساس  ویژگی های معنایی و سببی فوق ، پیمانه نظریه ذهن خیلی ساده به نتایج زیر می انجامد:

-  افراد به گونه ای رفتار می کنند که به برآورده ساختن تمایلاتشان می انجامد مشروط به اینکه باورهایشان درست باشد.

-  باور های افراد درست هستند.

در مسئله ای که مستلزم پیش بینی رفتار است، کودک می بایست بر اساس اطلاعاتی که از تمایلات و باورهای عامل دارد، عمل او را پیش بینی نماید. در این باره پیش بینی عمل یک فرد مستلزم این است که نظریه ذهن خیلی ساده به عنوان یک توانایی ذاتی، از مکانیسم های عملکرد استفاده نماید. اینکه عملکرد کودکان خردسال، در مسئله ای که مستلزم پیش بینی رفتار است (مثل آزمون باور غلط)، با بزرگسالان تفاوت دارد، ناشی از تفاوت در شایستگی ذاتی آنان (پیمانه نظریه ذهن خیلی ساده) نیست بلکه به خاطر تفاوت در در مکانیسم عملکرد می باشد. ایده مکانیسم های عملکرد در نظریه های پیمانه ای زیاد مورد توجه قرار گرفته است. با وجود این، نظریه فودور مورد انتقاد آن گروه از روانشناسان نظریه نظریه قرار گرفته است که مدعی هستند تحول نظریه ذهن نه یک رشد تدریجی و پیوسته از مفاهیم حالات ذهنی، بلکه شامل تغییرات مفهومی و مرحله ای در درک حالات ذهنی است(به نقل امین یزدی،۱۳۸۳).

۳

لسلی(۱۹۹۴به نقل از فلاول،۱۹۹۹) یکی دیگر از نظریه پردازان پیمانه ای براین باور است که کودکان خردسال مطلقا به نظریه ای درباره بازنمایی ذهنی دست نمی یابند.به بیان دقیق تر، لسلی فرض می کند که این اکتساب از طریق نمویافتگی عصب شناختی توالی سه مکانیسم حوزه- ویژه و مکانیز های پیمانه ای برای کار با اشیای عامل در مقابل اشیای غیر عامل اتفاق می افتد. اگرچه وجود تجربه ممکن است برای راه اندازی عملکرد این مکانیسم ها لازم باشد، اما تعیین کننده ماهیت آنها نیست اولین مکانیسم «نظریه مکانیسم نظریه بدن»(ToBy ) نامیده می شود که در سال اول زندگی تحول می یابد.این مکانیسم به کودک اجازه می دهد تا در میان یک سری عامل،عاملان حرکت یک منبع انرژی درونی را بازشناسی کند. مکانیسم دوم« مکانیسم های اول نظریه ذهن» (TOMM1 )نامیده می شودکه با قصد مندی یا وجود عاملان نسبت به مالکیت مکانیکی آنها ارتباط دارد.این مکانیسم که بعد از سال اول زندگی ایجاد می شود،به کودک اجازه می دهد تا اشخاص یا افراد دیگر را به عنوان دریافت کننده محیط و به عنوان اهداف اتخاذ شده تعبیر و تفسیر کندو بلاخره سومین مکانیسم « مکانیسم های دوم نظریه ذهن» (TOMM2 )طی سال دوم آغاز می گردد.این مکانیسم به کودکان اجازه می دهد تا عاملان را به صورت نگرش های گزاره ای بازنمایی کنند. نگرش های گزاره ای حالات ذهنی هستند که با عباراتی چون وانمود کردن به، باور داشتن به، تصور کردن،تمایل داشتن به و .... توصیف می شوند. مطابق با نظر لسلی(۱۹۸۷)،رشدونمو مکانیسم های دوم نظریه ذهن به کودکان ۱۸تا ۲۴ ماهه اجازه می دهد تا در بازی وانمودی شرکت کنند و بتوانند وانمود کنند که می توانند اعمال وانمودی دیگران را درک کنندو قادر به تجزیه وتحلیل این نکات هستند که، سارا وانمود می کند که این فنجان خالی پر از چای است، علی فکر می کند که این جعبه ی شکلات حاوی شکلات است، و....

۴

در مجموع می توان گفت که نظریه پردازان پیمانه‌ای بر این باورند که نظریه ذهن یک توانایی شناختی مجزا از دیگر کارکردهای شناختی است. بسیاری از آنها معتقدند که نظریه ذهن، درونی است و دوره رشدی از پیش تعیین شده دارد و از دیگر مهارتهای اجتماعی نسبتاً مستقل رشد می‌کند (بارون ـ کوهن، ۱۹۹۵، لسلی و روث، ۱۹۹۳). به عبارت دیگر در این دیدگاه نظریه ذهن یک مهارت حوزه- ویژه مجزاست. حوزه نظریه ذهن امکان بازنمایی منطقی، دستکاری حقیقت و بیان باورها را به فرد   می دهد که ممکن است متفاوت از بازنمایی‌ها و بیانات خود فرد باشد (بارون ـ کوهن، ۱۹۹۵، لسلی و تایس، ۱۹۹۲). به نظر نظریه پردازان پیمانه‌ای نظریه ذهن بعنوان یک مهارت ذهنی ممکن است که یک ساختار نرونی مجزایی داشته باشد که صدمه به آن می‌تواند یک آسیب خاص نظریه ذهن را علیرغم سالم ماندن دیگر مهارتهای شناختی ایجاد کند.