سلول های گلیال

شما اینجا هستید:

در دستگاه عصبی علاوه بر نورون، سلول های گلیال نیز وجود دارد. وظیفه اصلی آن ها محافظت از نورون ها می باشد. تعداد این سلول ها حدود ده برابر بیشتر از نورون ها می باشد و با توجه به تعداد زیادی نورون و سلول گلیال، آنها در کمترین فاصله از یکدیگر قرار دارند.

۱

توسعه

بیشتر سلول های گلیال از بافت اکتودرمال جنین در حال توسعه به ویژه لوله و قله عمل عصبی نشات گرفته می شوند. به استثنای میکروگلیها که از سلول ساقه هموفیلی نشات گرفته می شوند. میکروگلیها در بزرگسالان به طور عمده یک جمعیت خود نو ساز و متمایز از ماکروفاژ ها و مونوسیتها هستند که در جراحت و بیماری دستگاه عصبی مرکزی نفوذ می کنند.

سلول گلیال در دستگاه عصبی مرکزی از ناحیه بطنی لوله عصبی ایجاد می شود. این سلول های گلیال شامل، الیگودندروسیتها، سلول های اپندیمال و آستروسیتها هستند. سلول گلیال در دستگاه عصبی محیطی از قله عمل عصبی نشات گرفته می شود. گلیال های دستگاه عصبی محیطی شامل، سلول های شوآن در اعصاب و سلول های گلیال ستللایت در گانگلیا است.

تحقیقات کنونی در باره سلول های گلیال در گوش حلزونی انسان مطرح شد که این سلول ها پیشگام مشترک برای سلول های شوآن بالغ و سلول های گلیال ستللایت هستند. علاوه بر این، سلول های گلیال محیطی همراه با فرایند های محیطی بیان شده NGFR قرار گرفته شده اند، که نشان می دهد یک فنوتایپ مجزا از سلول های گلیال محیطی همراه با فرایندهای مرکزی قرار گرفته است.

۲

ظرفیت تقسیم

سلول های گلیال بر عکس نورون ها توانایی تقسیم سلول در بزرگسالی را حفظ می کنند. این دیدگاه مبتنی بر کمبود عمومی سیستم اعصاب بالغ در جایگزینی نورون ها بعد از جراحت است، مانند یک سکته مغزی یا آسیب روانی، در حالی که آن ها یک تکثیر ژرف از گلیال یا گلیوز نزدیک به محل آسیب دیده است. با این حال، مطالعات دقیق هیچ شواهدی را نشان ندادند که گلیال بالغ مانند آستروسیتها یا الیگودندروسیتهاف توانایی میتوز ها را حفظ می کند. به نظر می رسد فقط سلول های پیشگام الیگودندروسیت ساکن، این توانایی را بعد از سیستم اعصاب بالغ حفظ می کند. از سوی دیگر، چند ناحیه در سیستم اعصاب بالغ وجود دارد، مانند شیار دندانه ای در هیپوکامپ و ناحیه سابونتریکیولار که می تواند نسل جدید نورون ها دیده شود.

سلول های گلیال به عنوان توانا در ایجاد میتوز ها شناخته می شوند. در مقابل، فهم علمی که آیا نورون ها پست-میوتیک دائمی هستند یا قادر به میتوز ها هنوز در حال توسعه است. در گذشته، گلیال به عدم ویژگی خاصی از نورون ها مطرح شده بود. برای مثال، سلول های گلیال تصور نمی شد که سیناپس شیمیایی دارد یا فرستنده ها را آزاد می کند. آن ها به عنوان ناظران انفعالی از انتقال عصبی مطرح شده بودند. با این حال، مطالعات اخیر نشان دهنده خلاف این موضوع است.

۳

عملکرد

بعضی از سلول های گلیال در درجه اول پشتیبانی فیزیکی از نورون ها را عمل می کنند. سلول های دیگر محیط داخلی مغز، بخصوص محیط مایع نورون و سیناپس های آن ها را تنظیم می کند و نورون ها را از بین می برد. طی جنین زایی زودرس، سلول های گلیال کوچ نورون ها را اداره می کنند و مولکول هایی را تولید می کنند که باعث رشد آکسون ها و دندریت ها شود.

۴

اهمیت بالینی

هنگامی که سلول های گلیال در سیستم عصبی محیطی غالباً در احیاء عملکرد عصبی از دست رفته یاری می کند، از دست دادن نورون ها سیستم عصبی مرکزی منجر به واکنش مشابهی از نوروگلیا نمی شود. در سیستم عصبی مرکزی تنها زمانی رشد مجدد اتفاق می افتد که آسیب ملایم باشد. زمانی که آسیب شدید خودش را نشان می دهد، بقا نورون های باقی مانده تبدیل به راه حل بهینه می شود. با این حال، بعضی از مطالعات به نقش سلول های گلیال در بیماری آلزایمر که شروع به مخالفت این ویژگی ها میکند و حتی ادعا می کند که می تواند بیماری را تشدید کند. علاوه بر پتانسیل مرمت نورون های به هم فشرده شده در بیماری آلزایمر، زخم و التهاب از سلول های گلیال بیشتر در انحطاط نورون های ناشی از سفت شدگی بافت های آمیوتروفی جانبی را درگیر می کند.

علاوه بر بیماری های عصب مغزی، طیف گسترده ای از مواجهه های مضر مانند هیپوکسی یا آسیب فیزیکی، می تواند در نهایت منجر به آسیب فیزیکی به سیستم عصبی مرکزی را سوق دهد. عموماً زمانی که آسیب در سیستم عصبی مرکزی رخ می دهد، سلول های گلیال موجب آپوپتوز در میان اطراف بافت سلولی بدنی می شود. سپس، آنجا مقدار زیادی از فعالیت میکرگلیا وجود دارد که منجر به التهاب می شود و در نهایت، آنجا یک انتشار سنگین رشد مولکول های بازدارنده وجود دارد.