هیجان های بلوغ و پیری

شما اینجا هستید:

همانند کودکان، بزرگسالان می توانند انطباق موثر تری را در زمانیکه از هوش هیجانی بهره میبرند داشته باشند. زمانیکه آنها مهارت درک و بیان هیجان بهمراه فهم هیجان را پیدا می کنند، می توانند از احساسات برای تسهیل در تفکر و مدیریت موثر هیجانها استفاده کنند.

تغییرات هیجان وابسته به رشد با تغییر سن در بزرگسالی ادامه خواهد یافت. اغلب این تغییرات با تلاش برای تغییر سبک زندگی که شامل رضایت روحی و احساسی، قابلیت پیش بینی و مدیریت تصمیم گیری در مورد شغل، شریک زندگی و شرایط دیگر است، مشخص می شود. البته تمام افراد در این تلاش موفق نیستند. موضوع کلیدی " رشد عاطفی در بزرگسالی ادغام تجارب عاطفی با زندگی روزمره و برقراری روابط موفق با دیگران است " (Thompson & Goodwin, 2005, p. 402)

۱

با مسن تر شدن، آیا زندگی عاطفی با زمان جوانی متفاوت است؟ محققان در یک نمونه ای متنوع از نروژی ها، کاتو لیک ها، آمریکایی های آفریقای تبار، آمریکایی های چینی تبار و آمریکای های اروپایی تبار دریافته اند که بزرگسالان مسن تر نسبت بزرگسالان جوان احساسات منفی کمتر و کنترل هیجانی بهتری را گزارش داده اند. (Carstensen, Mikels, & Mather, 2006; Charles & Carstensen, 2004)

انتظارات قالب باعث تصور چشم اندازی تلخ، زندگی غمگین و تنها در دوران بزرگسالی و کهولت سن می شود. محققان تصویر متفاوتی از این موضوع را یافتند. (Carstensen & Lockenhoff, 2004; Carstensen, Mikels, & Mather, 2006) یک مطالعه ی بزرگ در آمریکا، هیجانات در سنین مختلف را مورد بررسی قرار داد. (Mroczek & Kolarz, 1998) افراد مسن هیجان های مثبت بیشتر و هیجان های منفی کمتری نسبت به بزرگسالان جوان گزارش دادند، و هیجان های مثبت با افزایش نرخ سن در بزرگسالان شتاب می گیرد. در مطالعه ی دیگر، حوادث مثبت مانند جشن تولد یک کودک و هیجانات منفی مانند قربانی آتش سوزی به بزرگسالان در سنین مختلف در زیر دستگاه نقشه برداری مغز MRI نشان داده شد. (Mather & others, 2004) بیشترین فعالیت های مغزی در پاسخ به صحنه های منفی در مغز بزرگسالان جوان مشاهده شد، اما بیشترین فعالیت های مغزی نسبت صحنه های مثبت در بزرگسالان مسن تر مشاهد شد. واضح ترین تفاوت فعالیت در بادمه مغز بود، که ما در بخش سوم دیدم، مسئول پردازش های ویژه و مهم هیجان هاست.

۲

به طور کلی، احساسات افراد مسن در مقایسه با بزرگسالان جوانتر جا افتاده تر است. زندگی هیجانی آنها در لحضات دلسردی کمتر بالا و پائین می می شود. گرچه افراد مسن ممکن است در معرض شادی شدید کمتری باشند، اما رضایت آنها بیشتر است، به ویژه هنگامی که آنها با دوستان و خانواده ارتباطات مثبتی دارند. در مجموع، محققان دریافته اند زندگی هیجانی بزرگسالان مسن مثبت تر از انتظارات قالب است. (Carstensen, Mikels, & Mather, 2006)
Laura Carstensen خارج از تفکرات و نگرش های مهم درباره رشد بزرگسالان نظریه ی انتخاب اجتماعی – هیجانی را مطرح می کند.

این نظریه بیان می کند که افراد بزرگسال مسن تر در مورد شبکه های اجتماعی گزینشی تر عمل می کنند. زیرا آنها برای محل های که رضایت عاطفی دارند ارزش بالاتری قائل هستند. بزرگسالان مسن اقلب اوقات وقت خود را با افراد فامیل سپری می کنند با افرادی که روابط با آنها برایشان ارزشمند است. این نظریه معتقد است که بزرگسالان مسن عمدا از تماس های اجتماعی با افراد پیرامونی زندگیشان کناره گیری کرده در حالیکه ارتباط با دوستان نزدیک و اعضای فامیل را که با آنها روابط لذت بخش داشته حفظ کرده یا افزایش می دهند. این انتخاب های گزینشی در تعاملات اجتماعی تجربه ی هیجانات مثبت را حداکثر و ریسک هیجانات افراد را در سنسن بالاتر کاهش می دهد. بر اساس این نظریه، افراد مسن با گزینش سیستماتیک ارتباطات اجتماعی دوستانی را که در راستای برآوردن نیازهای عاطفی آنها مفید هستند را می پذیرند.

۳

آیا پژوهشی برای حمایت از تفاوت ها در طول عمر در ترکیب با شبکه های اجتماعی وجود دارد؟ مطالعات طولی تفاوت بسیار کمی را در مورد شبکه های اجتماعی افراد مسن نسبت به بزرگسالان جوان آشکار می کند. (Lee & Markides, 1990; Palmore, 1981) در یک مطالعه از افراد ۶۹ تا ۱۰۴ ساله، شرکت کنندگان مسن تر ارتباطات اجتماعی پیرامونی کمتری نسبت به شرکت کنندگان جوان تر داشتند اما ارتباطات احساسی یکسانی داشتند. (Lang & Carstensen,1994) و یک مطالعه که جدیدا صورت گرفته نشان می دهد که افراد مسن در مقایسه با بزرگسالان جوان بیشتر هیجان های شدید مثبت را با اعضای خانواده، و کمتر هیجان های شدید مثبت را با دوستان جدید و به همان اندازه هیجانهای مثبت شدید را در خصوص دوستان قدیمی گزارش می دهند. (Charles & Piazza, 2007)

همچنین نظریه انتخاب اجتماعی – احساسی با توجه به انگیزه دستیابی افراد بر انواع اهداف متمرکز است. (Carstensen, Mikels,& Mather, 2006; Charles & Carstensen, 2007) با توجه به نظریه، انگیزه مربوط به اهداف شناخت – رابطه درسال های اولیه زندگی بسیار بالاست، اوج این انگیزه در نوجوانی و اوایل بزرگسالی خواهد بود، سپس در اواسط و اواخر بزرگسالی این انگیزه کاهش می یابد. خط سیر مربوط به اهداف هیجان – رابطه در دوران شیرخوارگی و کودکی بالاست که از اواسط دوران کودکی و اوایل دوران بلوغ کاهش یافته و در اواسط و اواخر دوران بزرگسالی افزایش می یابد.

یکی از دلایل اصلی بیان شده در مورد این تغییر مسیر اهداف، شناخت – رابطه و هیجان – رابطه شامل درک از زمان می باشد. (Carstensen, Mikels,& Mather, 2006; Charles & Carstensen, 2007) هنگامی که زمان به صورت باز – بسته درک می شود، آن زمانی است که افراد جوانتر هستند، مردم با انگیزه ی شدید به دنبال اطلاعات هستند، حتی برای رضایت هیجانی هزینه می کنند. اما افراد مسن زمان کمتری را تا پایان زندگی خود درک می کنند، انگیزه آنها به دنبال صرف زمان بیشتر برای رضایت عاطفی است.