فراشناخت

شما اینجا هستید:

در سالهای اخیر علاقه فراوان به فرایندهای فرا شناختی سبب جلب پژوهشگران حیطه های مختلف در این زمینه گردیده است.این حوزه ها عبارتنداز حافظه،روانشناسی رشدو اجتماعی، قضاوت و تصمیم گیری،علوم اعصاب، روانشناسی جرم وتربیتی،حل مسئله و خلاقیت.پایش و خود-نظم دهی در موضوع فراشناخت موضوع مشترک حوزه های مختلف می باشد.بعلاوه چون برخی از سوالات در باره بعضی موارد مانند هوشیاری و اراده آزاد در روانشناسی سنتی به فراموشی سپرده شده بودند،بین پژوهشگران فراشناخت و فلاسفه بحث جالب و زنده ای بشمار می آیند. در واقع ،واضح است که افزایش توجه و علاقه به پژوهشهای فراشناختی تا اندازه ای برخاسته از این است که شاید این پژوهشها بتوانند ما را به بررسی برخی از موارد فرا نظریه ای که مورد علاقه فلاسفه ذهن می باشند، نزدیک سازند.

۱

تعاریف فراشناخت

فراشناخت بطوراعم، مطالعه آن چیزی است که افراد درباره شناخت می دانند و بطوراخص، درباره شناخت و فرایندهای حافظه و چگونگی استفاده از این دانش در نظم دهی پردازش اطلاعات و رفتارمی باشد.فلاول (۱۹۷۹) اصطلاح فراحافظه را برای اولین بار به کار برد که به طور خاص پایش و کنترل یادگیری و یادآوری را مورد توجه قرار می داد. فراحافظه حوزه ای است که بیشترین پژوهشها را در فراشناخت به خود اختصاص داده است.
نلسون و نارنز (۱۹۹۰)چارچوبی مفهومی را پیشنهاد می کنند که مورد پذیرش اکثر پژوهشگران قرار می گیرد.طبق گفته آنها فرایندهای شناختی در دو سطح اتفاق می افتند، سطح عینی و سطح فرا.

سطح عینی شامل عملیات اساسی پردازش اطلاعات-رمزگردانی،مرورذهنی و بازیابی است.سطح فرا بر عملیات سطح عینی نظارت می کنند(پایش) و سیگنالهایی را به صورت بالا پایین فعالانه برای نظم دهی آنها برمی گردانند(کنترل). برعکس سطح عینی هیچگونه کنترل و دسترسی به سطح فرا ندارد.برای مثال مطالعه یک ماده جدید شامل عملیات اساسی زیادی از جمله پردازش متن،درک، مرور ذهنی و غیره است همزمان فرایندهای فراشناختی در برنامه ریزی چگونگی مطالعه، تدبیر و به کار بردن راهبردهای یادگیری در پایش و موفقیت فرایندهای سطح عینی، در تغییر آنها موقع نیاز، و در رهبری عملیات آنها شرکت می کنند. هنگامی که مواد جدیدی را فراگیر مطالعه می کند همزمان بر درک مطلب خود نظارت داشته و سپس تصمیم می گیرد که آیا دوباره آنرا مطالعه کند یا نه، زمان و تلاش خود را چگونه برای قسمتهای مختلف تخصیص دهد و کی به مطالعه خاتمه دهد.
باید توجه داشت که تمایز بین شناخت و فرا شناخت زیاد مشخص نیست چون ممکن است عملیاتی همسان در هر دو سطح رخ دهد و متوجه نشویم که به کدام سطح تعلق دارد( براون) .

۲

تاریخچه پژوهشی

از نظر تاریخی دو خط پژوهشی فراشناخت موجود است که مستقل از همدیگر هستند یکی از آنها در روانشناسی رشد و دیگری در پژوهشهای آزمایشی حافظه است. روی اولی فلاول زیاد کار کرده است و نقش مهم فراشناخت را روی رشد عملکرد حافظه بررسی نموده است. در پژوهش حافظه هارت روی احساس دانستن(FOK) و براون و مک نیل روی پدیده نوک زبانی(TOT) کار کرده اند.
بین این دو تحقیق از لحاظ متدلوژی و اهداف تفاوت وجود دارد. مفروضه اصلی تحقیقات روانشناسی رشد این است که یادگیری و عملکرد حافظه بستگی خیلی زیادی به پایش و مهارت نظم دهی دارد. این مفروضه سعی کرده است اجزای تواناییهای فراشناخت را به رشد سنی و کمک این اجزا به عملکرد حافظه را تخصیص دهد اما مقدار زیادی از کار، توصیفی و از نوع همبستگی است. تاکید روی اختلافات سنی و فردی در مهارتهای فراشناختی سبب شده است که نقایص را در سنین مختلف کودکان شناسایی کرده و به اصلاح آن بپردازند. این کار به دامنه آموزش و پرورش نیز گسترش یافته است: علت افزایش آگاهی از فواید فراشناخت در یادگیری موفقیت آمیز، برنامه های آموزشی برای فراشناختی کردن بیشتر فرآیند یادگیری طراحی شده است بخصوص نویسندگان بسیاری روی اهمیت فراشناخت در انتقال یادگیری تاکید نموده اند.
مفهوم فراشناخت ارائه شده توسط روانشناسان رشد جامعتر از کارهای آزمایشی است، بیشتر تمرکز آن روی چیزی است که بچه ها درباره عملکرد حافظه و بخصوص ظرفیت حافظه خود و محدودیتهای آن می دانند. کارهای روانشناسی رشد تاکید شدیدی روی راهبردهای یادگیری و یادآوری دارند. بعلاوه در حوزه تئوری ذهن به فراشناخت اهمیت زیادی داده شده است بخصوص برای فهمیدن شناخت کودکان این موارد اهمیت زیادی دارند. برعکس، مطالعات آزمایشی- شناختی فراشناخت بیشتر تلاشی برای روشن ساختن سوالات اساسی درباره مکانیزمهای نهفته در فرآیندهای پایش و کنترل در حافظه بزرگسالان بوده است. این تلاشها سبب ظهور بسیاری از تئوریها گردیده اند، همانطور که موجب پارادایمهای آزمایشی برای تست فرایندهای پایش و کنترل شده اند، فرایندهایی که طی یادگیری و تلاش برای بازیابی اطلاعات از حافظه و جوابهای مناسب رخ می دهند.
به غیر از این دو حوزه، روانشناسی اجتماعی و قضاوت و تصمیم گیری نیز روی فراشناخت کار کرده اند، روانشناسی اجتماعی سوالات فراشناختی را مورد توجه قرار داده است اگرچه کار آنها را نمی شود فراشناختی توصیف کرد. مشارکت روانشناسان اجتماعی روی اصول اساسی پژوهشهای فراشناختی مربوط به احساسهای ذهنی و باورها و نیز نقش بالا- پایین تنظیم رفتار است. در سالهای اخیر روانشناسان اجتماعی به سوالات برخاسته از دل پژوهشهای فراشناختی توجه دارند. در حوزه قضاوت و تصمیم گیری توجه خیلی زیادی به قضاوتهای ممکن برخاسته از فراشناخت گردیده است.