رفتار انگیزشی در مغز

شما اینجا هستید:

رفتار انگیزشی ، رفتاری است که برای رسیدن به هدف معین انجام می شود، اینگونه رفتار احتیاج به محرک درونی (مانند احساس گرسنگی) و راهنمای بیرونی دارد. کمبودهای فیزیولوژیک موجب می شوند تا رفتار آرزومندانه (مثلاً جستجوی غذا) و رفتار وصل گرایانه (مثلاً خوردن غذا) انجام گردد. تحریکی که احتمال یک رفتار با انگیزش را افزایش می دهد محرک مثبت، و آنکه احتمال یک رفتار با انگیزش را کاهش می دهد، محرک منفی نامیده می شود. کیفیت هر محرک بستگی به نوع موجود زنده و نوع زندگی او دارد.

۱

انگیزش

رفتار انگیزشی یا هدفمند، رفتاری است که با محرک درونی یا راهنمای بیرونی برای رسیدن به هدف معین انجام می شود. برخی از رفتار های انگیزشی برای رفع احتیاجات فیزیولوژیک مانند گرسنگی یا تشنگی انجام می شوند. به طور مثال کبود آب یا انرژی بدن باعث بروز تکانه های عصبی ای می شوند که احساس تشنگی و گرسنگی را موجب می شوند (محرک درونی). این احساس باعث به وجود آمدن رفتار آرزومندانه (جستجوی آب یا غذا) و رفتار وصل گرایانه (نوشیدن یا خوردن) می شود. تحریکی که باعث رفتار انگیزشی می شود، مشوق یا انگیزه نام دارد. محرک های مثبت و منفی انگیزه، در شدت رفتار انگیزشی تأثیر می گذارد. انسان برای حصول محرک مثبت تلاش می کند و برعکس برای دوری از محرک منفی رفتار انگیزشی نشان می دهد.
کیفیت محرک، بستگی به نوع موجود زنده و نوع زندگی او دارد. شدت محرک می تواند متغیر باشد، مثلاً برای فرد گرسنه یک محرک مثبت قوی است، ولی با خوردن تأثیر تحریک آن کاهش می یابد. البته وقتی که شخص سیر است، یک غذایی که مورد علاقه او می باشد را هنوز می توان یک محرک مثبت قوی محسوب کرد. بسیاری از رفتار های انگیزشی می توانند، بدون کمبود فیزیولوژیک واضحی روی دهند. به طور مثال در رفتار جنسی، کارکرد داخلی مغز و ساعت بیولوژیک و هورمون ها، همراه با وقایع محیطی مؤثرند.

۲

دستگاه پاداش دوپامینی

رفتار انگیزشی دارای دو جزء، شدت و جهت می باشد. جهت انگیزش، همان نوع رفتار است مثل خوردن، آشامیدن. راه اجسام سیاه به اجسام مخطط (Nigro-Striatal projection) رفتار انگیزشی را فعال می کند. قسمت میانی دستگاه لیمبیک با توجه به شواهد زیر مسئول رفتار انگیزشی در پاسخ به محرک های بیرونی است:

  1. فعالیت نورون های قسمت میانی دستگاه لیمبیک در هنگام وجود محرک های مثبت و منفی افزایش می یابد.
  2. تزریق آمفتامین در هسته اکومبنس (accumbens) باعث افزایش رفتار انگیزشی می شود.
  3. ایجاد ضایعه در قسمت میانی دستگاه لیمبیک (به صورت تخریب مکانیکی یا تزریق ۶- هیدروکسی دوپامین که سمی است) باعث کاهش رفتار انگیزشی می شود.
  4. اگر یک الکترود در دسته میانی پیش مغز (MFB) بگذاریم و تحریک آن را در اختیار حیوان (معمولاً موش) قرار دهیم، حیوان تا صد بار در دقیقه الکترود را تحریک می کند. در این شرایط اگر حیوان گرسنه باشد و غدا در دسترس او قرار دهیم، ترجیح می دهد به جای غذا خوردن همچنان الکترود را تحریک کند. یعنی تحریک این ناحیه یک محرک مثبت بسیار قوی است. تحریک نقاط دیگری از مغز هم همین خصوصیت را دارند، که همگی کاتکولامینرژیک هستند.
    این شواهد نشان می دهند که قسمت میانی دستگاه لیمبیک، دستگاه انگیزشی مغز را تشکیل می دهد.

هسته اکومبنس، یکی از اجزای مهم قسمت میانی دستگاه لیمبیک است. این هسته به دلیل شباهت ساختمانی به اجسام مخطط، جسم مخطط بطنی نیز نامیده می شود. هسته اکومبنس اطلاعات انگیزشی را در مورد محرک های مثبت و منفی از هسته های بادامی دریافت می کند و احتمالاً تصمیم می گیرد که آیا رفتار انگیزشی باید انجام شود یا خیر. در ضایعه هسته بادامی، حیوانات ارتباط محرک را با پاداش درک نمی کنند. هسته های اکومبنس دوپامینرژیک هستند و رشته هایی که از هسته بادامی به آن می آیند گلوتامرژیک می باشند.

۳

اعتیاد دارویی

همه ی دارو های اعتیاد آور محرک های مثبت می باشند و علت آن که معتاد به این داروها کشیده می شود همین است. نظریه فعلی در مورد اعتیاد آن است که داروهای اعتیاد آور دستگاه پاداش مغز را از دست محرک های مثبت طبیعی می دزدند.

اعتیاد دارای سه خصیصه، تحمل، وابستگی و بازداری می باشد. وقتی که داروی اعتیاد آور به صورت مکرر مصرف شود تحمل ایجاد می شود و در این صورت تدریجاً تأثیر آن کاهش می یابد و باید مقدار مصرف آن افزایش یابد. راهکار های فیزیلوژیک زیادی برای پدیده تحمل نظیر، ایجاد آنزیم ها، تغییر تعداد گیرنده ها و تغییر یافتن راهکار های هدایت عصبی پیشنهاد شده است. در اعتیاد به برخی داروها، نوع تغییرات فیزیولوژیک مربوط به تحمل به شکلی است که فقط با مصرف آن دارو شخص می تواند فعالیت طبیعی خود را داشته باشد، که حالت وابستگی گفته می شود و نشانه اصلی اعتیاد است. پس از برقراری وابستگی، اگر داروی اعتیاد آور قطع شود، نشانه های بازداری که نشانه های نا مطلوبی مانند، احساس ناخوشی، افسردگی، بی خوابی، اضطراب و بی قراری می باشند، آشکار می شوند.

وابستگی بدون تحمل نمی تواند وجود داشته باشد ولی تحمل بدون وابستگی می تواند روی دهد. به طور مثال اشخاصی که الکل را بصورت مکرر ولی به میزان معمول مصرف می کنند، دچار تحمل به الکل هستند، ولی وابستگی به آن ندارند و اگر مصرف الکل قطع شود دچار عارضه ای نمی شوند.

در روشن کردن جنبه های رفتاری و فیزیولوژیک اعتیاد مطالعه بر روی حیوانات بسیار مفید بوده است. اگر به حیوان اجازه دهیم اهرمی را برای گرفتن دارویی که به آن اعتیاد دارد فشار دهد، از روی تعداد دفعاتی که اهرم را فشار می دهد می توان میزان تحریک مثبت آن دارو را تحلیل کرد.

دارو های اعتیاد آور، قسمت میانی دستگاه لیمبیک را فعال می کنند. کوکائین باعث افزایش فعالیت حرکتی در موش های صحرایی می شود. با مصرف کوکائین یا الکل اتیلیک، هسته اکومبنس دوپامین ترشح می کند. با تخریب نورون های دوپامینرژیک این قسمت از دستگاه لیمبیک و وقفه گیرنده های دوپامینرژیک این ناحیه، حیوان دیگر علاقه به مصرف کوکائین و آمفتامین ندارد، ولی همچنان علاقه مند به مصرف الکل می باشد.