بازنمایی و فرا بازنمایی

شما اینجا هستید:

۱

بازنمایی:

بازنمایی یا تجسم در برگیرنده درک روابط نمادینی است که یک شخص برای دیگری قائل می شود(سنمان، ۲۰۰۲).  به عقیده استینگتون ( ۱۹۹۳ )، اصطلاح بازنمایی را می توان به دو شیوه مورد بررسی قرار داد: در یک معنا بازنمایی یک حالت ذهنی است؛ فکر، خواسته، باور، قصد و … و در معنایی دیگر، به عنوان عامل شکل دهنده به این حالتهای ذهنی. بنابراین بازنمایی هم فعالیت است و هم وجود، هم فرآیند است و هم تولید. حالتهای ذهنی نظیر باورها و امیال، بازنمای یهایی هستند که واسطه فعالیت ما در جهان می باشند. آنها برای ما رابطه ای روانشناختی با واقعیت پدید می آورند. همچنین گاپنیک و استینگتون ( ۱۹۸۸ ) بر این باورند که

بزرگسالان توان درک تغییر بازنمایی را دارا می باشند. به عبارت دیگر، آنها قادرند که تفاوت بین تغییرهای واقعی در جهان و تغییر در باورهایشان را درک کنند. این توانش مبنای توانش های مهم دیگری می باشد. اکتساب دانش جدید و شاید مهمتر از آن اکتساب راهبردهای کسب دانش جدید، اغلب به درک تغییر بازنمایی وابسته می باشد.

در تکالیف نظریه ذهن، کودکان باید فرایند بازنمایی را درک نمایند. درک نظریه ذهن مربوط به بازنمایی در حدود چهار سالگی رخ می دهد و در این سن کودکان درک می کنند که ذهن ؛ فعال است و موقعیت ها را تعبیر و تفسیر می کند(استینگتون، ۱۹۹۳؛ گاپنیک و استینگتون، ۱۹۸۸)

۲

فرا بازنمایی:

اصطلاح فرابازنمایی یا فراتجسّم عموماً به عنوان بازنمایی یک بازنمایی یا به بیان دقیق تر بازنمایی یک بازنمایی به عنوان بازنمایی تعریف می شود(استینگتون و همکاران، ۱۹۸۸). فرابازنمایی ملاک اصلی در کسب نظریه ذهن محسوب می گردد.  فرابازنمایی یعنی فرد به طور همزمان دو بازنمایی متفاوت از یک شیء یا رویداد داشته باشد.  به این صورت که شیء یا رویدادی را از قبل بازنمایی کند و آن را با بازنمایی که هم اکنون از آن شیء یا رویداد دارد مقایسه نماید(گاپنیک و استینگتون، ۱۹۸۸)

همچنین لزلی ( ۱۹۸۷ ) بر این باور است که دو سطح بازنمایی وجود دارد:

  سطح اول بازنمایی شامل نمادپردازی در ذهن فرد است.

سطح دوم بازنمایی یا فرابازنمایی در برگیرنده توانش کودکان در درک بازنمایی خودشان می باشد.

 وی بر این باور است که توان شناختی فرابازنمایی مهمترین عامل اساسی نظریه ذهن است.  این توانش فرابازنمایی، در بازی وانمودی، درک باور غلط و سایر حالت های ذهنی مشاهده می گردد.  فرابازنمایی برای لزلی شامل سه جزء می باشد:

  • عامل؛ یعنی شخص
  • ارتباط اطلاعاتی؛ شغل و عمل عامل
  • تظاهر؛ واحدهای اطلاعاتی که استفاده معمولی از یک شیء را بیان می دارد.

 در مجموع همانطور که مونو(۱۹۹۶) بیان داشته است، در ظرفیتهای مفهومی کودکان سه تا چهار ساله تغییر عمده ای رخ می دهد. این تغییر عمده به توانش فرابازنمایی مربوط می شود.