معیار های ارزیابی نظریه های بازنمایی ذهنی

شما اینجا هستید:

بازنمایی ذهنی، علوم شناختی بر این باور است که انسان ها دارای روال های ذهنی هستند، این روال ها بر بازنمایی های ذهنی عمل می کنند. طی این فرآیند نظریه های بازنمایی ذهنی پدید خواهند آمد، که این نظریه های طبق معیار های زیر مورد ارزیابی قرار می گیرند.

۱

قدرت بازنمایی

نوع به خصوصی از بازنمایی که فرد با توجه به میزان اطلاعات می تواند در ذهن خود بیان کند. ( تعریف بازنمایی )

۲

 قدرت رایانشی

بازنمایی های ذهنی نه تنها به سبب آنچه بیانگرش هستند بلکه به سبب آنچه می توان به واسطه آن ها انجام داد، از اهمیت برخوردارند. قدرت رایانشی رویکرد ها به بازنمایی ذهنی بر اساس نحوه تبیین سه نوع تفکر مهم سطح بالا، ارزیابی می شود:

۱- حل مسئله: نظریه های بازنمایی ذهنی باید بتوانند تبیین کنند که افراد چگونه می توانند استدلال کنند و به اهدافشان برسند. حداقل سه نوع حل مسئله وجود دارد که باید مشخص شوند: الف) برنامه ریزی ب)تصمیم گیری  ج) تبیین

الف) برنامه ریزی: برای برنامه ریزی، فرد استدلال کننده باید دریابد که چگونه از وضعیت اولیه با گذر از وضعیت های متعدد میانی، محرک های درونی و خارجی به وضعیت هدف می رسد. وضعیت اولیه، عبارت است از آنچه فرد می داند و همچنین اطلاعاتی که در توصیف مسئله به کار رفته است. وضعیت هدف، وضعیتی است که پاسخ را به همراه دارد.

ب) تصمیم گیری: در تصمیم گیری افراد برای رسیدن به اهداف خود با روش های متعددی مواجه می شوند که باید بهترین روش را انتخاب کنند. چنین تصمیم هایی بسیار دشوارند، زیرا لازم است فرد اهداف خود را مشخص کند و سپس ببیند کدام تصمیم به بهترین نحو اهدافش را برآورده خواهد کرد.
نکته: در برنامه ریزی مسئله ها، هدف یافتن توالی موفقیت آمیزی از اعمال است در حالی که در مسائل مربوط به تصمیم گیری هدف انتخاب بهترین برنامه از میان چندین عمل امکان پذیر است.

ج)تبیین: مسئله های تبیینی مسئله هایی هستند که در آن ها افراد باید به دنبال چرایی پدیده ای که رخ داده است باشند. این مسئله ها از سوال های پیش پاافتاده تا سوالات عمیق علمی را شامل می شوند.

۲- یادگیری: لازمه ی سیستم هوشمند، یادگیری از تجربه است. بنابراین نظریه بازنمایی ذهنی باید قدرت رایانشی لازم برای تبیین چگونگی یادگیری افراد را داشته باشد.

۳- زبان: انسان تنها گونه بر روی زمین هستند، که امکان استفاده پیچیده از زبان را دارند. اصول کلی حل مسئله و یادگیری می تواند کاربرد زبان را تبیین کند. اما این این امکان وجود دارد که زبان یک توانایی شناختی منحصر به فرد باشد، که در این صورت نیاز به توجه دارد. با این حال حداقل ۳ جنبه از کاربرد زبان نیاز به تبیین دارد:  1) توانایی نمایش بازنمایی ذهنی در درک زبان ۲)توانایی بازنمایی ذهنی در تولید گفتار  3) توانایی بازنمایی ذهنی جهانی کودکان در یادگیری زبان

۳

معقولیت روان شناختی

سوال مهم برای هوش مصنوعی این است که چگونه می توان رایانه ای با توانایی حل مسئله، یادگیری و زبان ساخت. هدف علوم شناختی درک شناخت انسان است. بنابراین مهم است که در بازنمایی ذهنی علاوه بر قدرت بازنمایی و رایانشی باید به نحوه تفکر انسان نیز توجه شود. بنابراین معقولیت روان شناختی علاوه بر تبیین توانایی کیفی انسان ها به تبیین نتایج آزمایش های روان شناختی کمی در باب این توانایی ها نیاز دارد.

۴

معقولیت عصب شناختی

تفکر انسان در مغز او شکل می گیرد لذا برای هر نظریه در مورد بازنمایی ذهنی باید با نتایج آزمایش های علوم اعصاب مانند مغز نگاری الکتریکی (EEG) و MRI کاربردی (fMRI) منطبق باشد.

۵

کاربرد عملی

بعد از گذراندن معیار های گفته شده در یک نظریه بازنمایی ذهنی، در صورتی که آن نظریه معیار آخر یعنی کاربرد عملی را کسب نماید.در ارزیابی ها جزو نظریه های سطح بالا قرار خواهد گرفت. علوم شناختی علاوه بر این که به ما در شناخت ذهن انسان کمک می کند، می تواند نتایج عملی فراوانی را در حوزه های آموزش، طراحی، سامانه های هوشمند و درمان بیماری های روانی در اختیار ما قرار دهد، که این چهار کاربرد عملی متغییرهای ارزش گذاری کاربرد عملی هستند.