ریچارد لازاروس

شما اینجا هستید:

ریچارد لازاروس ( ۳ مارس ۱۹۲۲ – ۲۴ نوامبر ۲۰۰۲) روانشناسی است، که در سال ۱۹۶۰ دوره ی که رفتارگرایانی مانند بی اف اسکینر روان شناسی و شرح رفتار انسانی را اغلب به انگیزه هایی مانند پاداش و مجازات نسبت می دادند، نظریات جنجالی خود را ارائه داد. با مروری به نظریه روان شناسی عمومی که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، لازاروس هشتادمین روانشناس قرن بیستم معرفی شده است.
او با تئوری شناختی-میانجگری خود در هیجان به شهرت رسید.

۱

لازاروس و تئوری

لازاروس به عنوان یک نظریه پرداز هنجار شکن در حوزه هیجان شناخته می شود، به خصوص ارتباطی را که بین هیجان و اندیشه مطرح می کند. دیدگاه های وی نه تنها با رفتارگرایی، بلکه با جنبش های بعدی نیز در تضاد قرار داد، تلاش های وی برای توضیح دادن تمامی رفتارهای انسان با توجه به عملکرد مغز همه را شگفت زده کرد. او مخالف رویکردهای اصلاح گرایانه برای درک رفتار انسان بود.

لازاروس قلب تئوری خود را ارزیابی می نامد. قبل از رخ داد هیجان، وی معتقد است که افراد به صورت خودکار و اغلب ناخودآگاه اتفاقی را که رخ داده است، ارزیابی می کنند و معنای موضوعی که برای آنها یا دیگران اهمیت دارد، را بدست می آورند. با این رویکرد هیجان ها نه تنها موضوعی منطقی بلکه جزء ضروری بقاء می شود.

لازاروس بر روی موضوعاتی مانند امید و قدردانی به کار مشغول بود. احتمالا وی به خاطر تلاشش و توجه اش در خصوص مطالعات مقابله آگاهانه با استرس و مطالعاتی که نشان داد بیماران مشغول به انکار جدی وضعیت بهتری از آنهایی که واقع بینانه با مسئله برخورد می کنند داشت، شناخته شد. وی همچنین دریافت که اغلب اوقات استرس شناخت فرد را نسبت درک نیروی منابع خود در وضعیت واقعی کاهش می دهد.

وی ۱۳ عنوان کتاب نوشته است. همچنین او به اتفاق همسرش در سن ۵۷ سالگی کتاب اشتیاق و عقل: هیجان های ما احساس را می سازد، را به رشته تحریر درآورد. او دو فرزند یک پسر با نام دیوید و یک دختر با نام نانسی داشت.

۲

تعریف هیجان

لازاروس (۱۹۹۱) هیجان ها را مطابق با "پس زمینه های هسته ارتباط" تعریف کرد، که خلاصه ی حسی از "ارزیابی های اخلاقی" (از قبیل رابطه، هدایت هدف) درگیر در هیجان های متفاوت است. این پس زمینه های به تعریف عملکرد  و ایجاد شرایط هیجانی کمک می کند و عبارتند از:

هیجان تعریف
خشم توهین به فرد یا نزدیکان او
اضطراب روبرو شدن با خطری نا معلوم
ترس روبرو شدن با خطر فیزیکی – خطر عینی که می تواند آسیب برساند
ندامت احساسی که بعد از نقض قوانین اخلاقی روی می دهد
شرم ناتوانی در برآورده کردن ایده آلهای اخلاقی
غم تجربه یک فقدان غیر قابل جبران
حسادت آرزوی داشتن آنچه دیگران دارند
غیرت دشمن دانستن دیگری یا رقیبی که می خواهد شریک عاطفی فرد را از وی بگیرد
انزجار برخورد یا نزدیکی به شی حال بهم زن یا مشمئز کننده
شادی پیشرفت معقول به سوی هدف
غرور فرد خودش را عامل موفقیت می داند
آسودگی خاطر رویداد استرس زا که به هدف منجر نمی شود
امید احساس بد اما آرزوی بهتر شدن اوضاع را داشتن
محبت میل به دوست داشتن یا دوست داشته شدن و ترجیحا با هم
دلسوزی ناراحت شدن از زجر دیگران و تلاش برای کمک کردن به آنها