استراتژی های تعیین هدف در مدیریت توجه

شما اینجا هستید:

تعیین هدف و اهداف پیوسته با مدیریت توجه در ارتباط است. موفقیت در سطح فردی و حرفه ای نیازمند هدف گذاری موثر است. هدف گذاری با استراتژی های دقیق و اجرا همراه است. نوشتن لیستی از کار هایی که باید انجام بدهید هدف گذاری محسوب نمی شود. اهداف باید به سطوح احساسی و عقلانی وارد شوند تا به موفقیت تبدیل شوند.

۱

به احساسات خود گوش دهید.

افراد معمولا در رسیدن به اهدافشان با شکست رو به رو می شوند زیرا جنبه ی احساسی هدف گذاری را نادیده می گیرند. احساسات فرد بر همه ی جنبه های زندگیش تاثیر گذار است. احساسات بر سلامتی فرد و عملکرد افراد در هنگام انجام کار اثر گذار هستند. احساساتی که نسبت به اهداف داریم تعیین می کنند که به آن ها دست پیدا می کنیم یا خیر. احساس تعهد تنها به فرد تا اندازه ای انگیزه می دهد. اهداف باید بر اساس چشم اندازی شخصی تنظیم شوند تا بتوانند تاثیر گذار واقع شوند.

۲

چشم انداز

نکات ارائه شده در زمینه ی چشم انداز به افراد کمک می کند که راه حلی برای کنار آمدن با سرزنش ها و احساسات درونیشان بیابند.
ارزش های خود را بشناسید: ارزش های واقعی خود و اینکه چگونه این ارزش ها بر آینده ی شما تاثیر می گذارند را بشناسید.
اهدافتان را در نظر بگیرید: می خواهید در آینده چگونه زندگی ای داشته باشید؟
بنویسید: این نکات را نوشته و گاها به آن سر زده و تغییرات لازم را اعمال کنید.

۳

الویت بندی

زمانیکه فرد کارهای زیادی برای انجام دادن دارد، از رسیدن به اهدافش باز می ماند. اهداف باید الویت بندی شوند. تمرکز بر تمامی اهدافتان در آن واحد ممکن نیست. اهداف باید بر اساس اهمیتشان طبقه بندی شوند. متعادل کردن اهداف در تمامی زمینه های زندگی موثر است. می توان از ارزش ها و چشم انداز های فردی برای الویت بندی اهداف شخصی و حرفه ای استفاده کرد.

نمونه ای از الویت بندی

اهداف                                                                    الویت

ترفیع  بگیرم                                                              ب

خانه  بخرم                                                                ج

راهنما بشوم                                                              ج

مربی تیم ورزشی فرزندم بشوم                                     الف

با ورزش سلامتی خود را حفظ کنم                                 الف

 

۴

تعیین مجدد حدود ذهنی

تعیین حدود ذهنی حسی روندی است که در آن مغز با یک محرک سازگار می شود. رابطه مستقیمی میان فیلتر کردن محرک هایی که باعث حواس پرتی می شوند و بهبود عملکرد فرد وجود دارد. استرس، اضطراب و افسردگی در فعل و انفعالات شیمیایی مغز تاثیر می گذارند و باعث اختلال در عملکرد درگاه حسی می شوند. برای اجتناب از مشکلات حسی درگاه ذهنیتان هر از چند گاهی دوباره به تعیین حد و مرز های ذهنیتان بپردازید. استفاده از تکنیک های آرامش بخش می تواند در راستای متمرکز کردن ذهن و نادیده گرفتن عوامل حواس پرتی موثر واقع شود. لازمه ی مشخص کردن اهداف، محیطی آرام و ذهنی متمرکز است.

 

مدیتیشن را به تاخیر نیاندازید.   میلاپرا